مصاحبه ای که پیش روی شماست با دکتر ابراهیم فیاض انجام شد که از سایت"حامیژه خانه اینترنتی حامد جلیلوند و منیژه غزنویان" گرفته شده، که در کتاب"تولید علم و علوم انسانی" نیز آمده،در ابتدا مقدمه ای را از استاد میخوانیم که توسط مصاحبه شونده تهیه شده و در رابطه با ویژگیهای شخصیتی دکتر ابراهیم فیاض است...
انصافا مصاحبه ی ساده و شیرینی است، خوب بخوانید که ضرر نکنید!
.............................................................................................................

مقدمه - معرفی او کار مشکلی است.از کدام ابراهیم فیاض باید گفت ؟ استادی که هرگز حضور و غیاب نمی کند ولی همیشه کلاس هایش مملو از دانشجو است؟ پدری که وسط یکی از صفحات پاکنویس مقاله اش نقاشی کودکانه ای از یک گلدان است که نه پاک شده و نه نقاشش مورد شماتت قرار گرفته؟ مردی که به قول خودش ضد شیمی است ولی همسری شیمی دان دارد؟ استاد دانشگاهی که در همین مصاحبه تصریح می کند:"رک بگویم، روشن فکری ای که الان در حوزه علمیه قم هست جای دیگر نیست! " از کدام دکتر فیاض باید گفت؟او در بیان خودش می گوید:"در کودکی هیچ درختی نبود که تسخیرش نکرده باشم.از همه درخت ها بالا می رفتم. پدرم صادق بود مثل خودم و مادرم همتش بالا بود.از بچگی می گفت :"این قدر جلو برو که به جاپایت هم کسی نرسد!" همیشه کتاب های دایی ام را مصادره می کردم،امروز دیگر در خانه ام جایی برای کتاب چیدن نمانده است.معلم های خوبی داشتم و به دلیل ارتباط با همین معلم ها بود که من به معلمی افتادم! همیشه به بچه ها می گویم که زندگی را بچسبید.اگر زندگی تان درست باشد دانشگاه و درستان هم درست می شود. در کلاس هایم هیچ وقت خط معمول را نمی روم.فارسم،کازرونی ام،این از لهجه ام هم معلوم است.داغ که می کنم یادم می رود کجایی هستم و برمی گردم به دوران کودکی ام." تنها فرصت خالی ای که می شد در این ترم شلوغ کاری او را پیدا کرد و یک ساعتی از "خودش" پرسید لحظات اول صبح روزهای چهارشنبه بود که او به خاطر ما یک ساعتی زودتر به دانشکده می امد و بالاخره از حاصل گپ های پاره پاره ما این مصاحبه آماده شد که هم اکنون پیش روی شماست.