از ایستگاه تاکسی تا مقصد عقل.
تاملی بر کتابخوانی و فضاهای موجود برای مطالعه در ایران.

زمانی که حرف از کتاب و کتابخوانی میشود، سرانه ی نا امید کننده مطالعه داخلی فغان انسان را سر میدهد و ایده های وجودی هر دلسوزی را بر زبانش می آورد، اما ایده ها گاهی اوقات آنقدر پیچیده و بر محور هزارتوی بروکراسی و اجرای قانونی گیر میکند که دیگر اجرایی شدنش فراموش میشود..
همیشه فضای اطراف ما بر عملکرد ما تاثیرگذار است، با این مقدمه سری بزنیم به فضاهای زندگی مان و رابطه ی آن با مطالعه و کتابخانی.
فضاهای عمده زندگی ما ایرانیان کجاست؟
خانه، اتاق شخصی مان، پارک، اداره، میهمانی، محل کار، اتوموبیل شخصی، تاکسی و ماشین های سواری، مترو و ...
خب، همه ی این فضاها تا چه اندازه ضای مطالعه را شامل میشوند؟ محلی نسبتا آرام و ساکت، دارای نور کافی که خواندن و تفکر کردن در آن سهل و یا حداقل ممکن باشد.
یکی از فضاهایی که برای نسبت بالایی از مردم جامعه وجود دارد را میتوانیم ماشین های سواری بنامیم که عمده مردم از آن استفاده میکنند، فضای ماشین های سواری اعم از تاکسی و خطی و شخصی را در نظر بگیرید، چقدر در آنها آزادی فردی وجود دارد که افراد برای خودشان حریم داشته باشند و یا حریم عمومی مسافران از سوی راننده و حریم خصوصی هر یک از افراد از سوی یکدیگر حفظ میشود؟
یادم می آید که هر گاه من کتابی را در دست گرفتم و خواستم مطالعه اش کنم یکی از بهترین شرایط برای من ماشین های سواری بود که حریم عمومی مسافران در آن رعایت میشد، اما خدا نکند که دیدگاه ما نسبت به عمده فضاهای زندگی دیدگاهی برپایه گذراندن اوقات باشد، آن وقت است که دیگر نه تنها به حریم طرف مقابل احترام نمیگذاریم، سعی خواهیم کرد این دیدگاه را در عموم قالب کنیم( یعنی عملا نه تنها به معروف دیگران احترام نمیگذاریم، آنها را به منکر هم سوق میدهیم و این را میپسندیم)، دراتومبیلی که نشسته ای تا تو را از مبدا به مقصد برساند میخواهی هر کاری بکنی بجز فکر کردن، فقط بگذرانی، این دیدگاهی قالب است در صورتی که اگر هدف انسان از زندگی کسب حقایق باشد، سعی خواهد کرد بیشتر بداند، و یکی از بهترین قالبها کتاب است که میتواند عمق مفاهیم را مستقیما به مخاطب برساند، و اگر این مهم برایمان درک شود تفریح چند دقیقه ای که در قالب موسیقی های آنچنانی و تند که عمدتا تنها به ریتم و شور آن توجه میشود و نهایاتا قرار است ما را از توجه به مشکلات زندگی لحظه ای باز دارد و فراموش کردن را جایگزین فکر کردن و حل مساله کند را کنار میگذاریم و با کتاب و مطالعه ی منابع مفید و انسان ساز از دانستن و استفاده از آن در زندگی خود لذت خواهیم برد.
در جایی خوانده بودم که علت اصلی سرانه ی کم مطالعه ایران در پی تحقیقی، نبودن کتابخانه و در دست رس نبودن کتاب های مناسب است، به نظر بنده هم همین طور است و علاوه بر آن نبودن فضای ترغیب کننده و جدا بودن فضای کتابخوانی از فضای عمومی زندگی مردم و محدود کردن آن به کتابخانه ها یکی از دلایل تاثیر گذار در این امر است.
مثلا در ایران فضای مورد انتظار از ماشین های سواری گوش دادن به رادیو و موسیقی و یا انتقادهای سیاسی است، فضای پارک تفریح و خوشگذرانی است، فضای میهمانی صحبت کردن و تماشای تلویزیون و خدایی نکرده غیبت کردن و در نهایت گذراندن وقت است.... همه ی عملکرد ما در فضاهای مختلف محدود میشود به آن فرهنگی که در آن جا افتاده و این یک تغییر فرهنگی میطلبد که به طرق مختلف میتواند موثر شود. مانند مجهز کردن تاکسی ها و سواری ها به کتابخانه که گویی قرار است در بعضی شهرهای ایران انجام شود و یا مجهز کردن پارک ها و سینما و مسجد و ... به کتابخانه و از همه مهمتر ایجاد فضای فکری در عموم مردم بوسیله رسانه ها و ...است که این خود موثر تر از فضاسازی های مادی است.
.......................................................................
امام علی(ع) فرمودند : چرا مردم موقع غذا خوردن در شب چراغ روشن میکنند تا با چشم خود ببینند چه طعامی می خورند ولی در تغذیه ی روانی خود همت ندارند که چراغ عقل را با شعله ی علم روشن کنند تا از غذای آلوده مصون بمانند و دچار عوارض نادانی و گناه در عقاید و اعمال خود نشوند. /منبع : سفینه (طعم) ص84







و این عاملی شده که پیروان جهانی مد سخت از دست ما و وبلاگمان دلخور شوند و ما را تهدید به فیلتر و هجمه های ضد بیداری نمایند!!!!!
اما در مقابل باید پاسخ دهیم مقاومت همچنان ادامه دارد!!


















هـــرگز جز برای رضای خدا کاری مـــکن.