از ایستگاه تاکسی تا مقصد عقل.

دغدغه های فرهنگی... 

تاملی بر کتابخوانی و فضاهای موجود برای مطالعه در ایران.

زمانی که حرف از کتاب و کتابخوانی میشود، سرانه ی نا امید کننده مطالعه داخلی فغان انسان را سر میدهد و ایده های وجودی هر دلسوزی را بر زبانش می آورد، اما ایده ها گاهی اوقات آنقدر پیچیده و بر محور هزارتوی بروکراسی و اجرای قانونی گیر میکند که دیگر اجرایی شدنش فراموش میشود..

همیشه فضای اطراف ما بر عملکرد ما تاثیرگذار است، با این مقدمه سری بزنیم به فضاهای زندگی مان و رابطه ی آن با مطالعه و کتابخانی.

فضاهای عمده زندگی ما ایرانیان کجاست؟

خانه، اتاق شخصی مان، پارک، اداره، میهمانی، محل کار، اتوموبیل شخصی، تاکسی و ماشین های سواری، مترو و ...

خب، همه ی این فضاها تا چه اندازه ضای مطالعه را شامل میشوند؟ محلی نسبتا آرام و ساکت، دارای نور کافی که  خواندن و تفکر کردن در آن سهل و یا حداقل ممکن باشد.

یکی از فضاهایی که برای نسبت بالایی از مردم جامعه وجود دارد را میتوانیم ماشین های سواری بنامیم که عمده مردم از آن استفاده میکنند، فضای ماشین های سواری اعم از تاکسی و خطی و شخصی را در نظر بگیرید، چقدر در آنها آزادی فردی وجود دارد که افراد برای خودشان حریم داشته باشند و یا حریم عمومی مسافران از سوی راننده و حریم خصوصی هر یک از افراد از سوی یکدیگر حفظ میشود؟

یادم می آید که هر گاه من کتابی را در دست گرفتم و خواستم مطالعه اش کنم یکی از بهترین شرایط برای من ماشین های سواری بود که حریم عمومی مسافران در آن رعایت میشد، اما خدا نکند که دیدگاه ما نسبت به عمده فضاهای زندگی دیدگاهی برپایه گذراندن اوقات باشد، آن وقت است که دیگر نه تنها به حریم طرف مقابل احترام نمیگذاریم، سعی خواهیم کرد این دیدگاه را در عموم قالب کنیم( یعنی عملا نه تنها به معروف دیگران احترام نمیگذاریم، آنها را به منکر هم سوق میدهیم و این را میپسندیم)، دراتومبیلی که نشسته ای تا تو را از مبدا به مقصد برساند میخواهی هر کاری بکنی بجز فکر کردن، فقط بگذرانی، این دیدگاهی قالب است در صورتی که اگر هدف انسان از زندگی کسب حقایق باشد، سعی خواهد کرد بیشتر بداند، و یکی از بهترین قالبها کتاب است که میتواند عمق مفاهیم را مستقیما به مخاطب برساند، و اگر این مهم برایمان درک شود تفریح چند دقیقه ای که در قالب موسیقی های آنچنانی و تند که عمدتا تنها به ریتم و شور آن توجه میشود و نهایاتا قرار است ما را از توجه به مشکلات زندگی لحظه ای باز دارد و فراموش کردن را جایگزین فکر کردن و حل مساله کند را کنار میگذاریم و با کتاب و مطالعه ی منابع مفید و انسان ساز از دانستن و استفاده از آن در زندگی خود لذت خواهیم برد.

در جایی خوانده بودم که علت اصلی سرانه ی کم مطالعه ایران در پی تحقیقی، نبودن کتابخانه و در دست رس نبودن کتاب های مناسب است، به نظر بنده هم همین طور است و علاوه بر آن نبودن فضای ترغیب کننده و جدا بودن فضای کتابخوانی از فضای عمومی زندگی مردم و محدود کردن آن به کتابخانه ها یکی از دلایل تاثیر گذار در این امر است. 

مثلا در ایران فضای مورد انتظار از ماشین های سواری گوش دادن به رادیو و موسیقی و یا انتقادهای سیاسی است، فضای پارک تفریح و خوشگذرانی است، فضای میهمانی صحبت کردن و تماشای تلویزیون و خدایی نکرده غیبت کردن و در نهایت گذراندن وقت است.... همه ی عملکرد ما در فضاهای مختلف محدود میشود به آن فرهنگی که در آن جا افتاده و این یک تغییر فرهنگی میطلبد که به طرق مختلف میتواند موثر شود. مانند مجهز کردن تاکسی ها و سواری ها به کتابخانه که گویی قرار است در بعضی شهرهای ایران انجام شود و یا مجهز کردن پارک ها و سینما و مسجد و ... به کتابخانه و از همه مهمتر ایجاد فضای فکری در عموم مردم بوسیله رسانه ها و ...است که این خود موثر تر از فضاسازی های مادی است.

.......................................................................

امام علی(ع) فرمودند : چرا مردم موقع غذا خوردن در شب چراغ روشن میکنند تا با چشم خود ببینند چه طعامی می خورند ولی در تغذیه ی روانی خود همت ندارند که چراغ عقل را با شعله ی علم روشن کنند تا از غذای آلوده مصون بمانند و دچار عوارض نادانی و گناه در عقاید و اعمال خود نشوند.  /منبع : سفینه (طعم) ص84

جعبه هدایت یا جعبه سرگرمی؟

دغدغه های فرهنگی...از همین خانه و تلویزیون خودمان!


هر کسی در ذهن و اندیشه خود دغدغه هایی دارد، حرفهایی در ذهنش میچرخد که میخواهد به فراخور زمان های مختلف آن را فریاد بزند و یا به روش های متعدد ان را نمایش دهد.

بنده یکی از این دغدغه های کوچک را از همین خانه ی خودمان می آغازم!

در یکی از روزهای تابستان و به قولی تعطیلات که البته برای ما صدق نمیکند، مینشینی در خانه ات پای تلویزیون، نمیفهمی که چرا هر شبکه ای که میزنی جز فیلم هایی که فرهنگ مصرفگرایی و رویا پروری را به تو انتقال میدهد چیزی به چشم نمیخورد و یا اگر برنامه ای قرار است مفید و فرهنگساز باشد به سبکی کاملا سنتی میز گردی یا لوزی و یا هر شکلی را در وسط دکور میگذارند و 2 صندلی.، مجری و کارشناس با هم میگویند و میشنوند، اما مخاطب: که البته به دور از انصاف نباشد بی مخاطب هم نیستند اما چند درصد مخاطبند و اصلا چند درصدشان جمعیت جوان ( که بیشترین رده سنی جمعیتی ایران است) را تشکیل میدهد؟! و چقدر تاثیر میگذارد؟ و حالا از آن بگذریم چه قدر مفید واقع میشود؟ این ها سوالتی است که عیار برنامه را میرساند که بنده چندان به آن خوشبین نیستم.

هر وقت بحث ماهواره و تلویزیون  پیش می آید به یاد حرف دوستی میافتم که میگوید: مردم حق دارند ماهواره ببینند، هر وقت ما زدیم تلویزیون روحانیت پای ثابت آن بود و در حال صحبت کردن..

من به این دوست عزیز تا حدودی حق میدهم اما تا حدودی!... ببینید مشکل هر آنقدر که از رسانه ی کشور ما باشد از ما نیز هست، رسانه باید از قالب سنتی اش در بیاید و محتوی مفید را با جذاب ترین روش به ما انتقال دهد، اما ما مخاطبین هم اگر خودمان را به خواب بزنیم کجای این داستانیم؟!

اگر در شبکه ی بووووق از شبکه های ماهواره ای، فیلمی و یا مستندی ببینید چه قدر مینشینید و به صفحه نمایش خیره میشوید؟ چرا؟ چون محتوای بیشتر مسائلشان مادی و ملموس است، و البته با جذاب ترین قالب هایشان محتوی را میرسانند و حال چه برسد به آنکه چاشنی مسائل جنسی را هم به آن اضافه کنند.

در واقع ایراد از نظام فکری و فرهنگی ماست، ما بس که بیشتر از مسائل معنوی به مسائل مادی پرداختیم و در دنیای مادی و روزمره خودمان غرق شده ایم دیگر هیچ چیز بغیر از مادیات و هر آنچه که به آن مربوط است ما را مجذوب نخواهد کرد. اصلا برای همین است که میخواهیم سرمان گرم شود، چون در روز سرگرم همین مادیاتیم و میخواهیم چزی را بیابیم که وقتی پای نفس مسیحایش مینشینیم سرمان را گرم تر کند، یعنی حواسمان را بیشتر پرت کند، چون عادت کردیم! و این همان روزمرگی است که در آن محصوریم...

و من آنجا رسانه ی خودمان را نقد میکنم که نتوانست اولا مفاهیم آموزنده و مفید ( که در معنای مفید تعابیر مختلفی میشود و اشتباه رایج این است که مفید را بعضا با کاربرد مادی یکسان میدانند) تولید کند و ثانیا نتوانست مفهایم مفید را در قالب هایی جذاب و البته حلال به مخاطبان ایرانی مسلمان ارائه دهد.

و انتقادم نسبت به آن، آنجا اوج میگیرد که رسانه خودمان علاوه بر رعایت نکردن موارد فوق بعضا سعی کند به روش های غیر صحیح و فقط برای جذب مخاطب به نشر محتویات غیر مفید و حتی مضر  بپردازد و توجیح اش این باشد که مخاطبین ما این را میخواهند!

و اینجاست که یکی از مهم ترین کارهای فرهنگی مثل رسانه همتی فرهنگی مردمی را نیز پشت سر خود نیاز دارد تا به پیشرفت خود برسد و جعبه ای باشد برای نشر حقایق نه جعبه ای برای سرگرم کردن ما.

در آخر: اگر همان اندازه که به دیگران نقد میکنیم به خودمان نقد کرده باشیم نقدمان کارآمد و سازنده است. 

از طرف ستاد زهر مار کردن امتحانات پایان ترم

...بشنو از من چون حکایت می کنم/از امتحانات پایان ترم شکایت می کنم

کز امتحان نمرمان را ببریده اند/از صدایم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم تا بنالم بی دلیل/بابت امتحانات و از این قبیل....

ادامه نوشته

گردابی بر روی فرهنگ

رایتل،دگرگونی جدیدی در فرهنگ ایران


اگر نگاهی به گذشته و سیر تطوری رسانه های جمعی و تغییرات فرهنگی ناشی از آن بیاندازیم، به راحتی می توان دگرگونی فرهنگی و ضد فرهنگ های فرهنگ شده را بیایم، 

مثل: تلویزیون و تاثیرات آن بر تنزل خانواده، ترویج خشونت و جرم و جنایت و.../ موبایل که بعد از هر دوره پیشرفته تر شدنش ( اضافه شدن مادون قرمز و بلوتوث برای انتقال داده ها و اینترنت و امروزه امکان ارتباط تصویری) تاثیرات مخربی بر روابط فردی و جمعی گذاشته است. 

پایین آمدن سن فساد اخلاقی  و جرم جنایت در ایران یکی از انبوه آمارهای قابل مشاهده است.

...ادامه مطلب...

سعید عنایتی
(کپی برداری از مطلب تنها با ذکر نام نویسنده و این وبلاگ مجاز است)

ادامه نوشته

بازی های کودکانه!

...این بازی در فصل مشخصی از سال آغاز می شده و به مدت 2ماهی جریان داشت.زمان آغاز آن درست مقارن بوده با امتحانات ترم اول.همه ساله در زمانی که ما باید سر و دستمان را در کتاب فرو می کردیم ، به مدد درس خوان بودنمان سر و دست خود را در اشیاء شیشه ای می کردیم...

ادامه نوشته

مستند کایر

...به یاد سخن حضرت مولانا افتادیم که ایشان در چند قرن پیش فرموده بودند که:حیف است به دریا رسیدن و از دریا به آبی و سبویی قانع شدن.ما هم دیدیم که حیف است به رشته ی مردم شناسی رسیدن و از مردم شناسی به کتاب یا جزوه... 

ادامه نوشته

کرم بعضی ها ، کم خیلی ها (3)


سند تخریب گلستان:چون که گل رفت و گلستان شد خراب/بوی گل را از که جوییم از گلاب

از تقلید های خودمان:چون که روز شایعه رسید و شد شایعه خراب/الان های بای می چسبد

در کل این را باید آویزه گوش خود کرد:

خموشی مدار از شایعه کنان،چشم / که هر دم بر شایعه دیگر سرایند

پس چی شد؟مگر قرار نبود شب یلدای ما یلدا در یلدا شود و رکورد غیر قابل تصوری را بزند؟قرار نبود از یک دقیقه به 72ساعت برسد؟نکند رسیده و ما در خواب بودیم؟

بله.گویا طبق خبر های از قبل رسیده و الان رسیده شایعه ای بیش نبوده.این روزها در جهان بازار شایعه داغ،داغ از نوع سیر داغ بوده است.عجب بشکن بشکنی بودا.!صدای رکورد شکنی شایعه گوش جهانیان را کر کرده بود.حالا سودش و دودش چشم چه کسانی رفته بود خدا عالم است.ما به سهم خود از برای خدا فقط و فقط یک  عقل داشتیم و داریم و آن را در این مواقع گذاشتیم سر جاش و سفارشات اکید به شخصشان فرمودیم که در این قضایا بی طرف بماند و کنجکاوی نفرماید و نپردازد تا ابد(یعنی تا زمانی که الموت نشدیم و ما رو فوت نکردند).تا نه سیخ بسوزد و نه کباب و هی با شخص خویش تکرار می کردیم در کلّه خویش:همه چی آرومه...من چقدر خوشحالم.

ادامه مطلب را بخوانید...>

 http://asemanian.org/fa/wp-content/uploads/2008/04/shaye1.jpg

 

ادامه نوشته

تفریحات تهرانی ها در 100سال پیش

شاید دوران قاجار یکی از مهمترین دلایل عقب ماندگی های اقتصادی و فرهنگی در تاریخ ایران باشد. تهران برای اولین بار توسط موسس این سلسله به عنوان پایتخت انتخاب شد.
شبکه ایران: شاید دوران قاجار یکی از مهمترین دلایل عقب ماندگی های اقتصادی و فرهنگی در تاریخ ایران باشد. تهران برای اولین بار توسط موسس این سلسله به عنوان پایتخت انتخاب شد.

در اینجا به باز نشر نمونه‌هایی از تفریحات تهرانی‌ها در ۱۰۰ سال پیش پرداخته که در سایت های مختلف به آن پرداخته شده است:

ادامه ی مطلب...

ادامه نوشته

سیر تحولی تیپ مردان ایرانی!

چند وقتی است کوره ضدیت با مد(البته در وبلاگ) به اندازه خود مد داغ شدهchatterbox و  این عاملی شده که پیروان جهانی مد سخت از دست ما و وبلاگمان دلخور شوند و ما را تهدید به فیلتر و هجمه های ضد بیداری نمایند!!!!! اما در مقابل باید پاسخ دهیم مقاومت همچنان ادامه دارد!!studying 

از معضلات پیگیری مد می توان به سیر نزولی حجم  کله ی اقایون و مرتفعات سیخی آن و رهایی از قید و بند زیبایی مردانه نام برد!!!

تا آنجا که زیبایی آقایون و خانم ها با ملاک های یکسان سنجیده میشود:

 همچون: بینی کشیده و نوک تیز و سربالا، ابروان هر چه کمتر بهتر ( باز صد رحمت به شاعران ایرانی که ابروان کمانی را رویا می دانستند)، دوری از هر گونه ریش و سیبیل، صورتی هر چه صورتی رنگ تر به مدد لوازم عروسک ساز و هر ساز وکاری که انسان را کلا به زن بزک کرده بیشتر نزدیک نماید!!

خوب به سیر تحولی تیپ مردان ایرانی بنگرید تا به این موضوع پی ببرید:search me

حالا این سیر را در ذهن خود ادامه دهید به نظرتان دهه ی بعدی با چه مجوداتی برخورد خواهیم نمود؟!!!! dizzyalien

لهجه دارم؟!(اندر احوالات مدگرایی)

 

گفته های بین یک مادر و پسر

مادر:خاک به سرم عزیزم برق گرفتت؟؟چرا موهات سیخ شده؟

پسر:نه مامی مثل اینکه خیلی از مد عقبی ها ، چسب زدم خوشکل شه

مادر:چسب؟مگه میشه؟ نواری یا مایع؟

پسر:هیچی بابا بیخیخی!        و این داستان سر دراز دارد....

احتمالا از آن نوع  گفتگوهایی است که در بین فرزندان و خانواده هایشان رواج پیدا کرده و احتمالا قضیه مورد بحث ما باعث و بانی آن است.

خوب اصلا این مد چیست؟ " آنطور که اساتید جامعه شناسی می گویند شیوه رفتاری است که تنها به طور دوره ای به وجود می آید و در معرض تغییر  قرار دارد." یا بطور کلی الگوهایی هستند که یا درداخل جامعه یا از بیرون جامعه به صورت نامحسوس وارد می شوند.یعنی همین لباس های درب و داغان و مدل موهای عجیب غریب با اسامی عجیبتر از قبیل ماهواره ای ، اتمسفری ، آناناسی ، تاج خروسی و احیانا مرغی و حتی کچلی که هرروز بر سر جوانان برومند ما خودنمایی میکند خودش نوعی از مد است.البته فکر نکنید که مد محصور به لباس و مدل مو است.نخیر، بلکه می تواند هرچیزی را که در دور و اطرافمان می بینیم در بر بگیرد مانند موسیقی ، فیلم ، لوازم خانه و... حتی طرز صحبت کردن هم می تواند تحت تاثیر مد قرار بگیرد.به عنوان مثال اگر بجای کلمه مادر (مامی ) ، پدر (ددی) ، عسل(هانی )،باشه (اوکی) ، منتفی (کنسل)و ... استفاده کردید بخاطر این مد مادر مرده است.تجربه نشان داده که هرچه میزان استفاده از کلمات انگلیسی در مکالمه های فارسی خودمانی و غیرخودمانی بیشتر باشد به همان نسبت شما فرد باکلاس تری شناخته خواهید شد ، اما احیانا اگر در کسب محبوبیت به این روش مشکل داشتید باید بگویم شما دارای یک (به نظر برخی ها) عارضه زبانی به اسم لهجه هستید.

 لهجه همان چیزی است که عمده قومیت ها به داشتن آن افتخار می کنند واز آن محافظت میکنند اما نمی دانم که چه بلایی به سرمان آمده که در میان ما شمالی ها مخصوصا خانم های محترم داشتن لهجه و یا حتی صحبت به زبان مادری عار محسوب می شود و این وضع روز به روز بدتر شده به صورتی که اگر خدایی نکرده در کلاس کلمه ای به زبان مادری از دهانتان در برود دیگر حسابتان با کرام الکاتبین است ! (در شمال قانون نانوشته ای وجود دارد که می گوید حتی المجبور! از لهجه تهرانی استفاده نمایید).حتی عمده این طیف وسیع جراحی های پلاستیک و زیبایی موجود هم به علت پیروی از این پدیده است.جدای از این موارد در مد ممکن است عناصر فرهنگی به مرور زمان تغییر کرده یا حتی برعکس شوند به عنوان مثال اگر 10 سال قبل شلوار پاره می پوشیدید بی شک مردم فکر میکردند که شما تمکن مالی کافی برای خرید لباس مناسب را ندارید اما حالا اگر شلوار پاره بپوشید بی شک ایندفعه شما آدم مد روزی هستید!

مدگرایی به علل مختلفی به وجود آمده اما علت اصلی به وجود آمدن این موج غیرقابل کنترل مدگرایی به نظر من میتواند برخورد بین دو قطب فرهنگ سنتی و مدرنیته باشد که چون بعضی ها  نتوانستند بین این دو تعادلی به وجود بیاورند گرفتار بعضی معضلات شده اند که مدگرایی یکی آنهاست.برای درمان مدگرایی افراطی راه حل های متفاوتی وجود دارد.اما مهمترین راه حل برای رفع این مشکل ترویج الگو و مد قابل قبول مردم ،عرف ، دین و هنجار به وسیله رسانه ها است که تا به حال مشاهده نشده بصورت جدی به صورت فرهنگی با این پدیده برخورد شود و این مسئله همکاری متقابل بین مردم و مسئولین را طلب میکند.

(آرمان قنبری)

پاشنه ام آرزوست

 

اصلا تاحالا فکر کرده بودید که فلسفه این کفش پاشنه بلند چیست؟ من که نکرده بودم ، شما را نمی دانم !

این عکس زیبا را ببینید.

مدل های جدید کفش پاشنه بلند زنانه


یک وقت اشتباه نکنید.اینها فقط کفش نیستند و صرفا برای پوشیدن بکار نمی روند بلکه می شود از آنها در راستای بلندتر شدن تضمینی قد (حداقل 5 و حداکثر شاید 20 سانت)، ایجاد کردن صدای آهنگین و موزون تک تک یا حتی می توان برای سوراخ کردن جمجمه افراد متخاصم استفاده کرد.

یا می توانند اسباب  خنده و شادی مردم را فراهم کنند.می پرسید چگونه؟ مگر نمی بینید در خیابان چگونه بانوان ما یکی در میان پاشنه کفششان در می رود، نقش بر زمین می شوند و مردم تا دلشان می خواهد می خندند؟

در یکی از همین سایت ها خواندم که زنانی که کفش پاشنه بلند می پوشند 67 % بیشتر از کسانی که کفش اسپرت می پوشند دچار کمردرد می شوند یا اینکه در جای دیگر گفته بودند که این دسته از بانوان محترم بیشتر در معرض ابتلا به بیماری هایی مثل شیزوفرنی(احتمالا نوعی اختلال بعد از خوردن فرنی است) یا میخک پا هستند.

 چه حرفایی می زنند این دانشمندان ، احتمالا شما هم با ما هم عقیده هستید که آنها مسلما اشتباه می کنند

حالا اینهمه اندر فواید زیستی این کفش ها گفتیم ، حیف است در مورد فواید اجتماعی آن چیزی نگوییم !

چند دقیقه قبل مقاله ای در همین مورد کفش پاشنه بلند خواندم ، بیشتر از خود مقاله یکی از این نظرات توجهم را جلب کرد.

شما هم بخوانید چون به زعم من نویسنده نکات آموزنده ای را در آن توصیه نموده است

"سلام چنددلیله محکم هست که ما نمیتونیم ازش بگذریم ۱-بلندی قد ۲-جلب توجه ۳-مهمترین خداوند فرموده است که انسانها همواره باید زیبا باشند و انسان از زیباترین مخلوقات است و زنها به دلیل ظرافت بسیار زیبایی بیشتری نسبت به مردها دارند… و کفش پاشنه بلند یکی از چیزهایی است که بر زیبایی زن می افزاید"

عجب؟ آنقدر دلایل جالب و محکم بود مخصوصا در گزینه های دو و سه که من ترجیح می دهم فقط ازین دوست گرامی درخواست کنم که اگر ملاک زیبایی بر این روال شده است به آقایان هم توصیه کنند که ازین پس بجای کت شلوار ، کت دامن بپوشند ! چه اشکال دارد؟

اصلا مگر ایرادی دارد که ما این ملاک های اصلی زیبایی را به بچه های خود آموزش بدهیم و مستقیم یا غیرمستقیم بگوییم که فرزندم ، هرچه پاشنه کفشت بلندتر باشد محبوبیتت هم به همان نسبت بالا می رود .

احتمالا همین آموزش ها و توقعات ما دختربچه های امروزی را قانع می کند که کفش های مادرشان را بپوشند ، جلوی آینه رژه بروند و ما حسابی کیف کنیم که دست مریزاد ، چقدر خوب توانسته ایم کودکمان را با یکی از سودمندترین یا به قول خودمان  باکلاس ترین ابزار عرف جامعه امروز همانند وسایل سودمندتری از قبیل  لوازم آرایشی ، لباس های مد روز ، فیس بوک و... آشنا کنیم.عیبی ندارد که هیچ ،خیلی هم خوب است.

(آرمان قنبری )

تفکیک جنسیتی

مطلبی که پیش روی شماست یک پیشینه ی مختصر و مجموعه ای از نظرات اساتید و افراد صاحب نظر در مورد مسئله ی تفکیک جنسیتی در دانشگاه هاست ..و از اون جایی که این طرح در برخی از دانشگاه های سطح کشور از جمله دانشگاه ما برگزار شده ..من تصمیم گرفته م مقاله ای در این باره بنویسم که البته به وسیله ی این وبلاگ مون از شما دوستان میخوام که درصورت تمایل  بامن همکاری کنید ..پس در ابتدا ضمن بیان نظرات افراد  مختلف از شما می خوام که نظر خودتون رو در مورد سوالات پایانی من بگین

ادامه نوشته

بخوانیم ماهواره بگوییم بمب

اشتباه نکنید ! منظورم آن ماهواره هایی نیست که در فضا در حال گردش به دور خود و زمینند بلکه منظورم آن نوع ماهواره ایست که الان در پشت بام خانه های ما و شما سر بشقابش به سمت آسمان است و غذای امروزه ذهن ما را حاضر و آماده در اختیارمان

می گذارد و لحظه ای از پخش برنامه های مختلف غافل نمی شود.ای کاش فقط کارش پخش برنامه بود.برنامه که پخش میکند هیچ مغزمان را هم شستشو می دهد.حتی بدون اینکه خودمان متوجه شویم افکار و اعتقاداتمان و درکل بینش مارا تغییر می دهد.خوب این سوال به وجود می آید که برای چه؟

یا اصلا عمدی در کار نیست و همه این تحمیل عقاید هایی که از طرف ماهواره صورت میگیرد در پی پدیده ای به اسم جهانی شدن است که قدرت های بزرگ جهانی روی آن کنترل ندارند(البته به گفته خودشان) یا اینکه این روند کنترل شده ای است که از طرف همان قدرت های جهانی  برای رسیدن به هدفی خاص مانند تهاجم فرهنگی به کشوری مورد استفاده قرار میگیرد.

من به شخصه فکر میکنم حالت دوم در مورد جامعه ما صدق میکند.هدفشان هم که واضح است ، از بین بردن مقاومتی که مردم این کشور در طول این سه دهه در مقابل ابرقدرت های متخاصم دنیا انجام دادند.کاری که حتی با هشت سال جنگ تحمیلی نتوانسته بودند انجام دهند را ماهواره  به سادگی هرچه تمامتر انجام می دهد « به قول آقای ویل دورانت هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر آنکه از درون نابود شده باشد»

درجنگ دشمن می خواست به خاک ما نفوذ کند اما حالا ماهواره به ذهن مردم نفوذ کرده ، دشمن میخواست جامعه را به سمت تباهی و فساد بکشاند حالا ماهواره به راحتی قبح س ک س و روابط نامشروع را از بین می برد و دشمن می خواست که برای رسیدن به خواسته هایش با زور وارد عمل بشود اما ماهواره خود را در آغوش مردم جا کرده است.(کدام بمب و موشک و تسلیحات چنین قابلیتی دارد؟)باور ندارید؟ پس لطفا به این سوالم جواب بدهید

وقتی برای اولین بار صحنه های ابرازعشق بین بازیگران در سریال های پوچ و مضحک ماهواره را دیدید(مخصوصا کنار خانواده) احساس خجالت نکردید؟حالا هم اگر دوباره همان اتفاق تکرار شود احساس خجالت و شرم میکنید؟ شک دارم !

یکی از انواع مختلف برنامه هایی که از این رسانه پخش می شود سریال هایی است که به طرز عجیبی در یک زمان شروع به پخش شدن از چندین شبکه متفاوت کردند و جالب اینجاست که همه این شبکه ها هم سریال های خود را با دوبله فارسی پخش می کردند و می کنند.از این سریال ها می شود به عنوان یکی از مخربترین ابزار فرهنگی و نمود واضح تهاجم فرهنگی به یک ملت نام برد.فرد گرایی ،روابط نامشروع ، مادی گرایی ، سکولاریسم ، و از همه مهمتر بی بندوباری،چند مورد از دهها موردی هستند که به طور مداوم از طرف این سریال ها به بیننده انتقال داده می شوند.دوست عزیزی که این مطلب را میخوانید و در خانه خود ماهواره دارید ، اصلا از خود سوال کردید که چرا حتی در اسم سریال های پخش شده از این شبکه ها به طور مداوم از کلمه عشق استفاده می شود!؟ یا اینکه بودجه این شبکه ها از کجا تامین میگردد؟ احتمالا فکر نمیکنید که چون دلشان به حال ما سوخته نشسته اند آنطرف آبها و برای ما سریال پخش میکنند !

از بدی های ماهواره به قدری که لازم باشد گفتیم . از مزایایش چیزی بجز برخی برنامه های علمی و مستندی که از شبکه های متفاوتی پخش می شود سراغ ندارم و همچنین از مقصر اصلی این مسئله که صدا و سیمای خودمان باشد نگذریم که در پخش برنامه های تکراری و بی تنوع لنگه ندارد.اینطور که به نظر می رسد همچنان هم به این روال خودش ادامه خواهد داد تا روز به روز از تعداد تماشاگران تلویزیون ملی کم شده و به سمت ماهواره بروند.اما یادآوری میکنم رفتن به سمت ماهواره یعنی رفتن از بد به بدتر.از قضا راه مبارزه با ماهواره را هم درست انجام نمی دهیم، با زور گرفتن ماهواره از کسی که به آن وابسته شده هیچ فایده ای نداره. جز با فرهنگ سازی درست و برنامه ریزی دراز مدت این مشکل برطرف نخواهد شد.

 (عذرخواهی میکنم اگه طولانی شد)

                               

   (آرمان قنبری)

مقاله نویسی

         دوستانی که علاقه به مقاله نویسی دارندحتما بخوانند

  روش تحقیق درمردم شناسی

طورکلی درمردم شناسی دوگونه تحقیق وجود دارد:

الف)مردم نگاری   ب)مردم شناسی(مردم شناختی)

مردم نگاری: شاید یکی ازتعاریف بهتر مردم نگاری این باشد که درآن پژوهشگربه توصیف جزء به جزء تمامی مشاهدات خوددر درجامعه مورد مطالعه می پردازد وطی آن ضمن اینکه باید هیچ موضوع ومطلبی راازقلم نیاندازد,می بایست مشاهدات خودرابدون کم وکاست ودقیقا"به همان شکلی که هست ثبت وضبط نموده وازدخالت دادن آراء وعقاید خودردآنها به شدت خوداری نموده وازهرگونه پیش داوری پرهیز نماید.درمردم نگاری معمولا"به تحلیل وتفسیر داده ها پرداخته نمی شود وبرهمین اساس است که پژوهش مرد نگاری رامقدمه یاپیشنیاز تحقیق مردم شناسی می دانند.

مرم شناسی: روش پژوهش مردم شناسی مبتنی برشناخت بررسی وتحلیل وتفسیر پدیده های فرهنگی است که طی آن محقق مردم شناس (دراکثرمواقع باتکیه برداده های مردم نگاری) تمامی زوایای موضوع رامورد برسی قرار داده وبسته به اهداف پژوهش به تبیین موضوع می پردازد.وممکن است ضمن نتیجه گیری درپایان به ارایه پیشنهاداتی نیز بپردازد.

برای موفقیت درهرطرح تحقیق تهیه مقدمات آن که پیش درامد پژوهش است,لازم می نماید که ما به درستی بیان کنیم که موضوع چیست واهداف وروش های کار ما به عنوان پژوهشگرکدامند.براین اساس می بایست موضوع تحقیق,روش ,اهداف,تئوری ادبیات,...رابه درستی شرح دهیم چراکه موفقیت کاربهبیان صحیح وهدفمنداینها بستگی ویژه ای دارد.

درادامه نمونه ای ازکلیات تحقیق برای آشنایی بیشترآورده می شود.دراین نمونه فرض ماپژوهش ساختارفرهنگی یک ایل است.

 بيان مساله :

ايلات و عشاير ايران بخش عمده اي از جمعيت کشور را تشکيل مي دهند و نقش اساسي در ساختار اقتصادي ، سياسي و فرهنگي کشور دارند . اگر چه در گذر زمان و در نتيجه تغييرات و تحولات فراوان در تمام جنبه هاي زندگي ، نوعي گرايش فزاينده به سوي همسان گرايي در جامعه مشاهده مي شود . ليکن سرعت اين تغييرات در برخي فشر ها و جوامع (جوامع شهري ، روستايي ، شهري ) نسبت به ديگري متفاوت است که اين خود مي تواند ناشي از نوع و شيوه زندگي و پاره اي ديگر از مقتضيات باشد .

با اين توصيف بايد اذعان نمود که جامعه عشايري و ايلي تقريباً جامعه اي است که در سايه مقتضيات و شرايط معيشتي و زيست محيطي و الزامات فرهنگي و اجتماعي نسبت به ديگر جوامع شهري و روستايي کمتر دچار تغييرات فرهنگي و کم رنگي سنت ها شده است . لذا بر مردم شناسان است که با تحقيق و پژوهش و بررسي همه جانبه ساختار اجتماعي و اقتصادي ايلات کشور برگ زرين ديگري بر افتخارات فرهنگي مملکت بيافزايند . گزينش پژوهش مردم شناسي ساختار اجتماعي و فرهنگي ایل ..................در اين راستا صورت گرفته است .

  اهميت و ارزش پژوهش :

ايلات و عشاير به واسطه ي نوع زندگي که عمدتاً شيوه عشايري و کوچ نشيني را اختيار نموده اند در گذشته از يک کل که در درون خود داراي نظام اجتماعي خاص و مقتدر و پويا بود ، تشکيل مي شد و از ديدگاه اقتصادي مي توانست با توليد انواعي ازدام و عرضه ي فرآورده هاي آن به بازار نقش اساسي را بعد از کشاورزي و يا همطراز آن براي جامعه ايفا کند . از منصه ي سياسي نيز اين قشر تا چند دهه گذشته ( و حتي در حال حاضر هم به ميزان کمتري ) يکي از ارگانهاي مهم و تاثير گذار بر فضاي سياسي و حکومتي جامعه بوده است.

در بعد اجتماعي و فرهنگي نيز ارزش و اهميت موضوع بسيار در خور توجه و تعمق است . کمترين تغييرات و تحولات اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي را نسبت به ساير جامعه را مي بايست در ميان ايلات و عشاير جستجو کرد . لذا بايست گفت : وقتي که به پژوهش مردم شناسي ايلات و عشاير مي پردازيم اساس پژوهش حول و حوش سنت ها ، نظامهاي ارزشي و خلاصه فرهنگ سنتي و ساختار اجتماعي و فرهنگي آن مي پردازيم که در آن ضمن شناخت زواياي فرهنگي و اجتماعي ايل ، با شناخت هنجارها ، سنت ها و نظامهاي ارزشي که در انسجام و وفاق اجتماعي جامعه ايلي مفيد واقع مي شوند براي تبيين و تقويت آنها و انتقال به نسل هاي بعدي تلاش مي شود .

 

ادامه نوشته

«یک خانواده محترم» معجونی از خیانت به آرمان‌های یک ملت

خبرگزاری فارس: «یک خانواده محترم» تنها برای خارج ساخته شده و به همین خاطر صراحت و تنوع جسارت‌های آن حیرت‌آور است ولی همین فیلم تنها نماینده ایران در جشنواره کن بوده و قرار است در چندین جشنواره بین‌المللی دیگر هم ایران دروغین سازندگان آن را به تماشاگر از همه جا بی‌خبر ارائه کند.


خبرگزاری فارس: «یک خانواده محترم» معجونی از خیانت به آرمان‌های یک ملت

مشکل دنياي ما اين است که نادان به کار خود مطمئن است اما دانا به کار خود شک دارد. "راسل"

هنر در اختیار خیانت کاران= خیانت های هنری

مصاحبه با یک دانشجوی مازندرانی، درباره زبان مازنی

روزانه بیشتر به کدام زبان زبان تکلم می کنید؟

-بیشتر به زبان فارسی

چرا به زبان فارسی صحبت میکنید؟

-از دوران کودکی به زبان فارسی صحبت می کردم چون والدینم با من فارسی صحبت می کردند.

علت اینکه خانوادت باهات فارسی صحبت می کردند چی بود؟

-احتمالا می خواستن من زبان فارسی که زبان رسمی کشورهست را بهتر یاد بگیرم و راحت تر صحبت کنم ولی میتوانم به زبان طبری هم صحبت کنم واین زبان رو هم یاد گرفتم که حاصل تعامل با دیگران بوده و بیشتر در گفت و گوها و نشست هایی دوستانه به زبان طبری صحبت می کنم ولی در بحث های جدی سعی می کنم به زبان فارسی صحبت می کنم مگر اینکه طرف مقابل طبری صحبت کند.


چقدر به زبان طبری علاقه دارید؟

-خیلی زیاد ، چون زبان مادریم است و فکر می کنم که به آن اهمیت  داده نمی شود و معتقد هستم مهمترین بخش فرهنگ هر منطقه زبان آن منطقه است که اگر به آن اهمیت ندهیم در واقع به فرهنگ خود اهمیت نداده ایم.

چرا پس خودتان مازندرانی صحبت نمی کنید؟

-چون خیلی به زبان مازنی مسلط نیستم ونمی توانم خوب تکلم کنم، با این حال تمام تلاشمو می کنم که مازنی صحبت کنم و تا حدود زیادی هم موفق بوده ام.

چقدرگوش دادن به موسیقی مازندرانی رابه موسیقی های دیگر ترجیح می دهید؟

-خیلی تفاوتی ندارد ولی گوش کردن به زبان محلی دلنشین تر است چرا که با روحیاتم سازگاری بیشتری دارد.

ایا اهنگ شاد و مورد علاقه فارسیت بهت نشاط نمی دهد؟ چرا، ولی اهنگ محلی یه چیز دیگه است!


به نظرشما زبان مازندرانی چقدر اعتبار دارد؟

-اطلاع زیادی ندارم ولی کما کان می بینم که درزبان طبری هم زبان خارجه دیده می شود وبه نظرم یکی ازویژگی های اعتبار داشتن می تواند همین باشد.

در شرایط زیر بیشتر از کدام زبان استفاده میکنند؟عروسی  عزاداری  ابرازمحبت بیماری؟

-برای من نوع مراسم مهم نیست بلکه اشخاص هستند که در ان مراسم حضور دارند  برای مثال به عروسی دعوت بشم که همه فارسی صحبت کنند من هم قطعا فارسی صحبت میکننم اگه موقعیت گفتگو حالت طنز شوخی داشته باشد ترجیحا به زبان طبری صحبت میکنم چون صمیمیت بیشتر میشود چون حرفهای همدیگر را بهتر میفهمیم تو عیادت هم همینطور بستگی به طرف مقابل دارد

ایا احساس نمیکنید به زبان محلی صحبت کنی همدلی و صمیمیت بیشتر شود؟

-حتما همدلی بیشتر میشود چون یک فرد مازندرانی با این زبان انس گرفته است پس وقتی احساسات هم به این زبان بیان شود بیشتر تاثیر گذار خواهد شد.

رویای گنجشگ ها-سبکی فراموش شده در ساخت سریال!

یادداشتی از بنده به بهانه اتمام فیلم رویای گنجشگ ها

مجموعه تلویزیونی رویای گنجشگ ها سریالی بود که شب های گذشته از شبکه دو تلویزیون ایران پخش می شد.

هر چنده بنده از قسمت های آغازین، مخاطب این سریال نبوده ام اما نیم نگاهی به اواسط داستان باعث شد تا جزء مخاطبین ثابت این سریال شوم.

رویای گنجشگ ها روایت پدری مهربان و دلسوز بود که با فاصله از دنیای شهری به روستایی پناه می برد و در کلبه ای با معماری روستایی مشغول به زندگی با کودکان بی سرپرست می شود، پدری که حاصل عمرش نیز حال در سن پیری اش عصای دستش شده و در راهی که آموخته با او همقدم می شود.

در این مسیر با داستانی همراه می شویم که مدتی از زندگی یک خَییر  و اطرافیانش را به نمایش می گذارد.

رویای گنجشک ها روایت میکند از رویا و آرزوهای پاک بچه های بی سرپرست و یا به عبارت دیگر هدف والای خییرین برای به پرواز درآوردن استعداد ها و همدلی با بی سر پرستان...

امروز اگر بنشینی پای سریال های اجتماعی تلویزیون ، فضای آلوده شهری را میبینی که خبر از جبر اجتماعی می دهد و این که ما هر چه میکنیم، عکس العملی است نسبت به شرایط و فشار اجتماعی و محیطمان محدود است به محیط شهری با تعریف فساد همه گیر!

رویای گنجشگ ها، فیلمی بود که با دوری از این نوع سبک اجتماعی ، در قالب سبک کودک و نوجوان  و به دور از محیط خاکستری شهری به مسائلی پرداخت که  کمتر به آن توجه می شود، مسائلی که همیاری به اطرافیان در آن موج می زند و رنگ وبوی زندگی میدهد.

فیلم رویای کنجشک ها

با این وجود بعضی این فیلم را زیادی خوشبین معرفی میکنند که تا حدی قابل قبول است!، اما باید بدانیم که مسائلی که به نمایش گذاشته شد به دور از واقعیت نیست و مشکل اینجاست که از تلخی های مسائل کمتر  تصویرپردازی شده است...

زندگی در روستای سرسبز و زیبا، لباس ساده و اسلیمی پیر مرد، پند و نصیحت با بیان گرم و پدرانه پیر مرد وپذیرا بودن اطرافیان از سخنانش، قصه گویی های شبانه پیرمرد برای کودکان بی سرپرست، برخورد های انسان دوستانه و همیاری هر یک از نقش های داستان ، نقش امید به خدا در بهبودی زندگی، نمایش دغدغه ها و اهداف خیر در اعمال افراد داستان، همه و همه سخن از سبک زندگی فراموش شده ی ما را می دهد که این فیلم غیر مستقیم به آن می پردازد.

تمجید و تشریح این فیلم در قالب متن نمی گنجد.

به امید شیوع یافتن این دست آثار در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

سعید عنایتی

خوشحال میشم نظرتون رو بدونم.

کتاب «علوم اجتماعی» ویژه مقطع پیش‌دانشگاهی تغییر کرده است

کتاب «علوم اجتماعی» ویژه مقطع پیش‌دانشگاهی تغییر کرده است

سلام،نمیدونم چند نفر این خبر رو شنیدند، برای من که خیلی جالبه!

قبل ها که این کتاب (علوم اجتماعی مقطع پیش‌دانشگاهی) رو مطاله میکردم، خیلی بهش منتقد بودم، نحوه نگارش کتاب توصیفی از جامعه و تقسیم قطب جامعه به توسعه یافته و در حال توسعه و ... بود که نهایتا این طور نتیجه میگرفت که آمریکا و دولت های غربی خواه یا ناخواه چون کشور توسعه یافته هستند(با معیارهای جامعه شناسی موجود) و قدرت و نفوذ مالی که دارند پس موفق اند و ابرقدرت اند....

شاید از زورگویی و سلطه گری اش هم میگفت اما در نهایت مخاطب رو به اینجا میرسوند که از لحاظ جامعه شناسی آمریکا محور اصلی قدرت و پیروزیه! و ما باید به سوی اون پیشرفت کنیم!

خوشحالم که برای تغییر محتوی کتاب عملی صورت گرفته و مشتقام کتاب رو ببینم و بعد نظرم رو در موردش بگم!

اما این همه کار نیست،امیدوارم که از لحاظ آموزش کتاب هم فکری کرده باشند.

لینک مرتبط، در مورد تغییر کتاب

فرهنگ و دیگر هیچ...

"فرهنگ ، مساله اساسی در رشته انسان شناسی است"

خیلی وقتتون رو نمیگیرم...

یادمه چند روز پیش استاد تو کلاس مردم شناسی شهری مثالی زد از تغییر فرهنگی و کارآیی انسان شناسان:

که در ایران بعضی ها برای یکجا نشین کردن کوچ نشینان تصمیم گرفتند که بهشون یک آپارتمان اهدا کنند و در عوض اونها دیگه کوچ نشینی و چادر نشینی رو کنار بگذارند!

فکر میکنید چه اتفاقی افتاد!

کوچنشینان اتاق های آپارتمان رو پر از گاو و گوسفند کردند و اومدند تو حیاط چادر زدند!

این نشون دهنده اینه که برای تغییر و تحول فرهنگی بایستی برنامه ریزی و کاری دقیــــــــــق صورت بگیره...

شما فرض کنید بهتون بگن همین حالا باید سبک پوششت رو عوض کنی، هر چی میپوشیدی یا از بابا مامانت یاد گرفتی بگذار کنار و هر چی میگم بگو چشم!

شما هیچ وقت حرفش رو قبول نمیکنی، چرا؟ چون برات جا نیافتده، برات یک تابو به نظر میاد، اما یک کشوری پیدا میشه میگه: خب ما که به زور نمیتونیم فرهنگ ملت رو عوض کنیم! چه میکنیم! تلویزیون رو تولید میکنیم و به عنوان ابزار تبلیغاتی ازش استفاده میکنیم!..رایگان هم نمیدیم ولی همه ازمون میخوان...

اینجا دو سود داره،یه سود مادی که از فروشش به دست میاد، یه سود غیرمادی که از ترویج فرهنگ بدست میاد و .....

حالا این تازه شروعه...تلویزیون سیاه سفید، رنگی، سینما، ماهواره، اینترنت....

خب، حالا شما رو بعد از 5 سال مخاطب رسانه های فرهنگی بودن زیر نظر میگیرم، شما اون پوششی که گفتیم رو عوض میکنی یا نه؟!...خودت قبولش میکنی-به عنوان فرهنگ خودت، به عنوان پوششی که باهاش از طریق رسانه انس گرفتی...

چند تا سوال از شما دانشجوهای انسان شناسسی:

به نظر شما

چه قدر کار فرهنگی و تحول فرهنگی دقیق میتونه باشه؟

وظیفه انسان شناس به شرط قبول تاثیر و تحول در فرهنگ تا چه اندازه قابل توجه؟

چه قدر انسان شناس میتونه در تغییر سبک زندگی مردم ماثر واقع بشه؟

زمینه ها و شیوه های همیاری/شناخت استاد فرهادی

سلام،

مقاله و کتابی که استاد سلیمانی در مورد زمینه ها و شیوه های همیاری معرفی کردند رو یادتونه؟

به نام استاد مرتضی فرهادی!

این اسم قبل از اینکه استاد بفرمایند به گوشم آشنا بود!..از طریق سایت http://www.ejtemaee.ir/

 و وبلاگ جناب مهدیار(هرمس): http://hermes.persianblog.ir/post/93/ 

خوشبختانه این وبلاگ مقدمه ای شد که بنده بتونم اطلاعات مفیدی رو در رشتمون به دست بیارم.

مطالبی که در مورد استاد فرهادی رو میتونید مطالعه کنید:

*در باره استاد فرهادی نوشته شده در 28 شهریور 91

*مقاله ای در مورد تمدن ایرانی و فناوری های بومی نوشته شده در 4  مرداد 91