چرا دهه ی اول

یه سوالی که برای خودمم  بارها پیش اومده اینه که چرا ما شیعه ها عموما دهه ی اول محرم عزاداری میکنیم و بعد اون انگار این ماه برامون تموم شده.

واقعا چرا؟؟

به نظر شما دهه ی اول مهمتره یا دهه های بعدی؟؟

 

ادامه نوشته

نظام سرمایه داری یا نظام نسیانِ انسانیت!

شما مشغول باشید، بعد از مشغله های زندگی مشغول پر کردن اوقات فراغت تان باشید، همه چی آرومه...!

نظم زندگی تان را به دست سرمایه دارن بسپارید..

اجرای مصرفگرایی از شما،  سود مادی از آن آنها،  زباله دانی مصرف:هر جا که زورشان میرسد...


شما "عضو قبیله" ی کدام "لوگو" هستید؟!

نوشتارهایی از کتاب no logo  نوشته ی naomi klein 

در مورد: سبک زندگی ای که هر شکرت تولید و ترویج میکند!

منبع نوشتار: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

            کلاین در کتاب «No Logo» توضیح می دهد که کاربرد «برند» یا «نشان تجاری» در ابتدای امر تنها نوعی علامت گذاری جهت شناخته شدن محصول و معرفی کیفیت آن بود. با گسترش تولید انبوه و توسعه صنایع حمل و نقل پس از انقلاب صنعتی، کالاها دیگر لزوما در محل مصرف تولید نمی شدند و گاه از فاصله های دور به دست مصرف کننده می رسیدند. برخلاف گذشته، دیگر مصرف کننده با تولید کننده در ارتباط چهره به چهره و مستقیم نبود و حس اعتمادی میان آنها پدید نمی آمد. برای جبران خلأ این رابطه ی فردی و عاطفی و غلبه بر عدم اعتماد میان مصرف کننده و تولید کننده، نشان های تجاری بسیار ضروری بودند. به همین دلیل شرکت های بزرگ تولید کننده کالاهای خانگی، معمولا در تبلیغات محصولات خود از چهره های گرم و صمیمی، استفاده می کردند تا ارتباط عاطفی با مشتریان برقرار شود و اعتماد او جلب شود.

 

ادامه نوشته

گردابی بر روی فرهنگ

رایتل،دگرگونی جدیدی در فرهنگ ایران


اگر نگاهی به گذشته و سیر تطوری رسانه های جمعی و تغییرات فرهنگی ناشی از آن بیاندازیم، به راحتی می توان دگرگونی فرهنگی و ضد فرهنگ های فرهنگ شده را بیایم، 

مثل: تلویزیون و تاثیرات آن بر تنزل خانواده، ترویج خشونت و جرم و جنایت و.../ موبایل که بعد از هر دوره پیشرفته تر شدنش ( اضافه شدن مادون قرمز و بلوتوث برای انتقال داده ها و اینترنت و امروزه امکان ارتباط تصویری) تاثیرات مخربی بر روابط فردی و جمعی گذاشته است. 

پایین آمدن سن فساد اخلاقی  و جرم جنایت در ایران یکی از انبوه آمارهای قابل مشاهده است.

...ادامه مطلب...

سعید عنایتی
(کپی برداری از مطلب تنها با ذکر نام نویسنده و این وبلاگ مجاز است)

ادامه نوشته

چرا صادق هدایت خودکشی کرد؟

محمد علی جمال زاده:

چه سوزهاست نهانی درون پیرهنم

ادامه نوشته

مرا ببوس...آرگو!!!

سلام!

 آرگو!... نقل و نبات این روزهای رسانه های ایرانی و خارجی ،فیلمی خوش ساخت با حفره های وحشتناک فیلمنامه اش توانست جایزه ی اسکار بهترین فیلم سینمایی 2013 را از آن خود کند،"بن افلک" کارگردان و بازیگر با سابقه ی هالیوود سازنده ی این فیلم است،فیلمی که بخشی از منتقدان آن را اثری متوسط بخشی دیگر ضد ایرانی و سراسر سیاه نمایی و بخشی دیگر آن را شاهکار معرفی می کنند اما اجازه دهید ما هم برای خود سهمی و نظری در مورد این فیلم قائل باشیم!

ادامه نوشته

آسیب شناسی فرهنگی «والنتاین»

تقابل فرهنگ جهانی سکولار با فرهنگ اسلامی در والنتاین

فرهنگ عنصری است که زندگی انسان را صورت و معنا می بخشد؛ همواره بخشی از هر فرهنگ به سنت های همان جامعه تعلق دارد، اما بخشی از فرهنگ از شرایط همسایگی و امروزه به ویژه از رسانه های جمعی تاثیر می پذیرد. به نظر می رسد پدیده «والنتاین» از نوع دوم باشد؛ روز والنتاین به عنوان یک نماد فرهنگی، اگرچه ریشه های تاریخی نیز دارد (مهدی زاده و عبدالهی،1386الف) اما طی یک دهه اخیر است که مورد توجه رسانه های غربی قرار گرفته و بالتبع ایران نیز از آماج این پدیده بی امان نمانده است. اما سوالی که در این جا قابل طرح است این است که وجود چنین مراسمی در کشوری مانند ایران با فرهنگی کاملا مغایر، چیست؟ در این نوشتار کوشیده می شود که ابتدا نظریاتی که تبیین کننده این مسئله هستند مورد کاوش و بیان قرار گیرند و سپس به صورت خاص پیرامون پدیده «والنتاین» بحث و بررسی انجام پذیرد. 

ادامه نوشته

انسان‌ از نسل‌ میمون، خرافه‌ای‌ جاهلانه‌‌

متن زیر تلخیصی است از کتاب "توسعه و مبانی تمدن غرب" اثر شهید سید مرتضی آوینی 

انسان‌ از نسل‌ میمون، خرافه‌ای‌ جاهلانه‌‌

 

"...یکی از مشهورترین مطالبی که کتاب‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها را پر کرده است تحلیل‌های داروینیستی بسیار شبهه‌ناکی است که غربی‌ها در باب تاریخ تمدن می‌گویند. در این تحلیل‌ها زنجیره‌ی وراثتی انسان کنونی را به میمون نماهایی می‌رسانند که پیش از دوران چهارم زمین‌شناسی می‌زیسته‌اند. سپس پیدایش اولین انسان‌ها را به اواسط دوران چهارم زمین‌شناسی، به حدود نیم‌میلیون سال پیش می‌رسانند. مشهور این است که نخستین جوامع انسانی جامعه‌هایی اشتراکی است از آدم‌هایی بوزینه‌سان که در غارها می‌زیسته‌اند و از ابزارهای سنگی استفاده می‌کرده‌اند، شکارچی بوده‌اند و لباس‌هایی از پوست حیوانات به تن می‌کرده‌اند و با ایما و اشاره و از طریق اصواتی مقطع و تکامل‌نایافته با یکدیگر سخن می‌گفته‌اند..."

ادامه نوشته

مراسم پیر شالیار

مراسم پیر شالیار

 

 

مراسم پیر شالیار در روستای اورامان تخت(هورامان) کردستان، هر سال دو بار در نیمه بهار و نیمه زمستان برگزار شده و عروسی «پیر شالیار» در سه روز جشن گرفته می‌شود. مقبره پیر شالیار که از موبدان عبدالقادرگیلانی بوده است در انتهای جاده آسفالته اورامان قرار دارد. این مراسم شامل ذبح دام قربانی، دف زنی، نوعی رقص، خوردن آش، و شب‌نشینی و خواندن شعر و دعا است.

 

 

ادامه نوشته

شب یلدا

این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد.نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند.

ادامه نوشته

شاهنامه‌خوانی از دیدگاه مردم‌شناسی

ادامه نوشته

سیر تحولی تیپ مردان ایرانی!

چند وقتی است کوره ضدیت با مد(البته در وبلاگ) به اندازه خود مد داغ شدهchatterbox و  این عاملی شده که پیروان جهانی مد سخت از دست ما و وبلاگمان دلخور شوند و ما را تهدید به فیلتر و هجمه های ضد بیداری نمایند!!!!! اما در مقابل باید پاسخ دهیم مقاومت همچنان ادامه دارد!!studying 

از معضلات پیگیری مد می توان به سیر نزولی حجم  کله ی اقایون و مرتفعات سیخی آن و رهایی از قید و بند زیبایی مردانه نام برد!!!

تا آنجا که زیبایی آقایون و خانم ها با ملاک های یکسان سنجیده میشود:

 همچون: بینی کشیده و نوک تیز و سربالا، ابروان هر چه کمتر بهتر ( باز صد رحمت به شاعران ایرانی که ابروان کمانی را رویا می دانستند)، دوری از هر گونه ریش و سیبیل، صورتی هر چه صورتی رنگ تر به مدد لوازم عروسک ساز و هر ساز وکاری که انسان را کلا به زن بزک کرده بیشتر نزدیک نماید!!

خوب به سیر تحولی تیپ مردان ایرانی بنگرید تا به این موضوع پی ببرید:search me

حالا این سیر را در ذهن خود ادامه دهید به نظرتان دهه ی بعدی با چه مجوداتی برخورد خواهیم نمود؟!!!! dizzyalien

آنچه دانشجو را کند در دم علاج!

آنچه دانشجو را کرد در دم علاج!

 

عجب گیری کردیم.غم بی پولی خورم یا فراغ وام کشم؟به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟ماندیم سفیل و سرگردان که غم خودمان و سایر بنی دانشجویان که دور هم اعضای یک دانشگاهیم بخوریم به خاطر دیر واریز شدن وام دانشجویی ،یا اصلا غم نخوریم که می بینیم نمی شود.عجب گیری افتادیم.

فریاد از ته دل:

چه خوش باشد که بعد از 7و8ماهی/ببیند چشم دانشجو روی ماهی

آنچه دانشجو را کند دردم علاج/هست پولی در شده توی حساب

اظهارات چپ اندر قیچی:راستش ما که از مجموعه اظهارات 2مسئول زحمتکش دبیرخانه دانشکده چیزی سر در نیاوردیم در سر مبارک.آیا این وام در اواخر آبان واریز می شد یا در اوایل آذر.ایشان قبل تر فرمودند:اگر در اواخر آبان در حساب مبارک واریز نشد،در اوایل آذر به خواست مسئولین مربوطه 100در100واریز می شود شک نکن. دیدیم که نشد رفتیم ببینیم که چی شد،دیدیم که این شد،آب پاکی بر دستان بنده حقیر ریخته شد از نوع شر شر.فرمودند:بنده نمی دانم کی واریز می شود.(خوب از اول می گفتی)

نظر کارشناسی دانشجویی:با وجود تمام آنچه گفته شد-و شما خودتان درست و غلتش را از هم سوا کنید-الان این دانشجوی بی پول که برای این پول نقشه ها در سر داشت و تمام برنامه ریزی ها و فکرش به هم خورده چه گلی باید برسر کند.(دیگه مشکلات از خاک به گل رسیده)

فریاد از اعماق تهم:نوایی نوایی نوایی نوایی/الهی ور افتد نشان بی پولی...(چه ربطی داشت)

لهجه دارم؟!(اندر احوالات مدگرایی)

 

گفته های بین یک مادر و پسر

مادر:خاک به سرم عزیزم برق گرفتت؟؟چرا موهات سیخ شده؟

پسر:نه مامی مثل اینکه خیلی از مد عقبی ها ، چسب زدم خوشکل شه

مادر:چسب؟مگه میشه؟ نواری یا مایع؟

پسر:هیچی بابا بیخیخی!        و این داستان سر دراز دارد....

احتمالا از آن نوع  گفتگوهایی است که در بین فرزندان و خانواده هایشان رواج پیدا کرده و احتمالا قضیه مورد بحث ما باعث و بانی آن است.

خوب اصلا این مد چیست؟ " آنطور که اساتید جامعه شناسی می گویند شیوه رفتاری است که تنها به طور دوره ای به وجود می آید و در معرض تغییر  قرار دارد." یا بطور کلی الگوهایی هستند که یا درداخل جامعه یا از بیرون جامعه به صورت نامحسوس وارد می شوند.یعنی همین لباس های درب و داغان و مدل موهای عجیب غریب با اسامی عجیبتر از قبیل ماهواره ای ، اتمسفری ، آناناسی ، تاج خروسی و احیانا مرغی و حتی کچلی که هرروز بر سر جوانان برومند ما خودنمایی میکند خودش نوعی از مد است.البته فکر نکنید که مد محصور به لباس و مدل مو است.نخیر، بلکه می تواند هرچیزی را که در دور و اطرافمان می بینیم در بر بگیرد مانند موسیقی ، فیلم ، لوازم خانه و... حتی طرز صحبت کردن هم می تواند تحت تاثیر مد قرار بگیرد.به عنوان مثال اگر بجای کلمه مادر (مامی ) ، پدر (ددی) ، عسل(هانی )،باشه (اوکی) ، منتفی (کنسل)و ... استفاده کردید بخاطر این مد مادر مرده است.تجربه نشان داده که هرچه میزان استفاده از کلمات انگلیسی در مکالمه های فارسی خودمانی و غیرخودمانی بیشتر باشد به همان نسبت شما فرد باکلاس تری شناخته خواهید شد ، اما احیانا اگر در کسب محبوبیت به این روش مشکل داشتید باید بگویم شما دارای یک (به نظر برخی ها) عارضه زبانی به اسم لهجه هستید.

 لهجه همان چیزی است که عمده قومیت ها به داشتن آن افتخار می کنند واز آن محافظت میکنند اما نمی دانم که چه بلایی به سرمان آمده که در میان ما شمالی ها مخصوصا خانم های محترم داشتن لهجه و یا حتی صحبت به زبان مادری عار محسوب می شود و این وضع روز به روز بدتر شده به صورتی که اگر خدایی نکرده در کلاس کلمه ای به زبان مادری از دهانتان در برود دیگر حسابتان با کرام الکاتبین است ! (در شمال قانون نانوشته ای وجود دارد که می گوید حتی المجبور! از لهجه تهرانی استفاده نمایید).حتی عمده این طیف وسیع جراحی های پلاستیک و زیبایی موجود هم به علت پیروی از این پدیده است.جدای از این موارد در مد ممکن است عناصر فرهنگی به مرور زمان تغییر کرده یا حتی برعکس شوند به عنوان مثال اگر 10 سال قبل شلوار پاره می پوشیدید بی شک مردم فکر میکردند که شما تمکن مالی کافی برای خرید لباس مناسب را ندارید اما حالا اگر شلوار پاره بپوشید بی شک ایندفعه شما آدم مد روزی هستید!

مدگرایی به علل مختلفی به وجود آمده اما علت اصلی به وجود آمدن این موج غیرقابل کنترل مدگرایی به نظر من میتواند برخورد بین دو قطب فرهنگ سنتی و مدرنیته باشد که چون بعضی ها  نتوانستند بین این دو تعادلی به وجود بیاورند گرفتار بعضی معضلات شده اند که مدگرایی یکی آنهاست.برای درمان مدگرایی افراطی راه حل های متفاوتی وجود دارد.اما مهمترین راه حل برای رفع این مشکل ترویج الگو و مد قابل قبول مردم ،عرف ، دین و هنجار به وسیله رسانه ها است که تا به حال مشاهده نشده بصورت جدی به صورت فرهنگی با این پدیده برخورد شود و این مسئله همکاری متقابل بین مردم و مسئولین را طلب میکند.

(آرمان قنبری)

پاشنه ام آرزوست

 

اصلا تاحالا فکر کرده بودید که فلسفه این کفش پاشنه بلند چیست؟ من که نکرده بودم ، شما را نمی دانم !

این عکس زیبا را ببینید.

مدل های جدید کفش پاشنه بلند زنانه


یک وقت اشتباه نکنید.اینها فقط کفش نیستند و صرفا برای پوشیدن بکار نمی روند بلکه می شود از آنها در راستای بلندتر شدن تضمینی قد (حداقل 5 و حداکثر شاید 20 سانت)، ایجاد کردن صدای آهنگین و موزون تک تک یا حتی می توان برای سوراخ کردن جمجمه افراد متخاصم استفاده کرد.

یا می توانند اسباب  خنده و شادی مردم را فراهم کنند.می پرسید چگونه؟ مگر نمی بینید در خیابان چگونه بانوان ما یکی در میان پاشنه کفششان در می رود، نقش بر زمین می شوند و مردم تا دلشان می خواهد می خندند؟

در یکی از همین سایت ها خواندم که زنانی که کفش پاشنه بلند می پوشند 67 % بیشتر از کسانی که کفش اسپرت می پوشند دچار کمردرد می شوند یا اینکه در جای دیگر گفته بودند که این دسته از بانوان محترم بیشتر در معرض ابتلا به بیماری هایی مثل شیزوفرنی(احتمالا نوعی اختلال بعد از خوردن فرنی است) یا میخک پا هستند.

 چه حرفایی می زنند این دانشمندان ، احتمالا شما هم با ما هم عقیده هستید که آنها مسلما اشتباه می کنند

حالا اینهمه اندر فواید زیستی این کفش ها گفتیم ، حیف است در مورد فواید اجتماعی آن چیزی نگوییم !

چند دقیقه قبل مقاله ای در همین مورد کفش پاشنه بلند خواندم ، بیشتر از خود مقاله یکی از این نظرات توجهم را جلب کرد.

شما هم بخوانید چون به زعم من نویسنده نکات آموزنده ای را در آن توصیه نموده است

"سلام چنددلیله محکم هست که ما نمیتونیم ازش بگذریم ۱-بلندی قد ۲-جلب توجه ۳-مهمترین خداوند فرموده است که انسانها همواره باید زیبا باشند و انسان از زیباترین مخلوقات است و زنها به دلیل ظرافت بسیار زیبایی بیشتری نسبت به مردها دارند… و کفش پاشنه بلند یکی از چیزهایی است که بر زیبایی زن می افزاید"

عجب؟ آنقدر دلایل جالب و محکم بود مخصوصا در گزینه های دو و سه که من ترجیح می دهم فقط ازین دوست گرامی درخواست کنم که اگر ملاک زیبایی بر این روال شده است به آقایان هم توصیه کنند که ازین پس بجای کت شلوار ، کت دامن بپوشند ! چه اشکال دارد؟

اصلا مگر ایرادی دارد که ما این ملاک های اصلی زیبایی را به بچه های خود آموزش بدهیم و مستقیم یا غیرمستقیم بگوییم که فرزندم ، هرچه پاشنه کفشت بلندتر باشد محبوبیتت هم به همان نسبت بالا می رود .

احتمالا همین آموزش ها و توقعات ما دختربچه های امروزی را قانع می کند که کفش های مادرشان را بپوشند ، جلوی آینه رژه بروند و ما حسابی کیف کنیم که دست مریزاد ، چقدر خوب توانسته ایم کودکمان را با یکی از سودمندترین یا به قول خودمان  باکلاس ترین ابزار عرف جامعه امروز همانند وسایل سودمندتری از قبیل  لوازم آرایشی ، لباس های مد روز ، فیس بوک و... آشنا کنیم.عیبی ندارد که هیچ ،خیلی هم خوب است.

(آرمان قنبری )

سخنان اموزنده

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:
1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.


2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.


3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

ادامه نوشته

مهمترین راه رسیدن به امنیت اخلاقی

"...بصیرت یعنی اینکه خط درگیری با دشمن را تشخیص بدهی...امام خامنه ای "

«زوجیت» بنیادی ترین رکن عالم هستی و پایه و اساس نظام آفرینش است به گونه ای که این رابطه میان همه ی اشیاء عالم خلقت برقرار است حتی میان اتم که کوچکترین واحد تشکیل دهنده تمام مواد است برقرار بوده و الکترونها بار منفی و پروتونها بار مثبت دارند و در تمامی گیاهان و حیوانات نیز به تناسب نر و ماده وجود دارد؛ یعنی خمیر مایه و اساس خلقت بر زوجیت میان تمام اشیاء بنا نهاده شده است و «خداوند حکیم پدیده های هستی را به گونه ای نظم بخشیده که ادامه حیات نباتات، حیوانات و انسانها از طریق بارداری ماده ها، آن هم به اندازه معین و جنسیت متوازن و مشخص، میسور و مقدور باشد.» 1 "وَ مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ" 2(ما از هر چیز دو جفت آفریدیم).
بر همین اساس با اندک تاملی در گستره ی هستی می توان دریافت که ازدواج نه تنها نیاز فطری بشر است بلکه از یک طرف ضامن بقاء نسل و حیات اجتماعی است و از طرفی دیگر به عنوان یک امر مقدس و ارزشی شمرده می شود که اسباب رشد، آرامش و اطمینان را برای انسان فراهم می کند « وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ»3

اما امروزه خیلی از ازدواج ها بدون دلیل محکم و منطقی تبدیل به طلاق شده و بدون در نظر گرفتن عواقب این امر نظام خانواده از هم گسسته و متلاشی میشه  و اگه هم طرفین صاحب فرزند باشند نتیجش میشه بازی کردن با سرنوشت این فرزندان و اغلب زمینه سازی برای آسیب های اجتماعی دیگه......
اما میخوایم بدونیم با اینکه ازدواج این همه مزیت های فردی و اجتماعی و پاداش اخروی داره علت سخت گرفتن تو ازدواج و آسون گرفتن تو طلاق چیه؟؟؟؟؟؟؟
بخشی از جواب در سبک زندگی امروزی است؛ که مقام معظم رهبری فرمودند: «اگر ما در این بخشى كه متن زندگى است، پیشرفت نكنیم، همه‌ى پیشرفت هائى كه در بخش اول(بخش ابزارى) كردیم، نمیتواند ما را رستگار كند؛ نمیتواند به ما امنیت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان كه مى‌بینید در دنیاى غرب نتوانسته... با اینکه ثروت هست، پیشرفتهاى گوناگون علمى هست، قدرت نظامى هم هست.»4
به نظر شما
1- چه عواملی باعث فروپاشی زودهنگام بنیان خانواده در میان زوجهای جوان بوده است؟
۲-ما بعنوان دانشجو چه سهم و نقشی در اسان سازی و ترویج ازدواج داریم؟
۳-وقتی تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها صورت میگیره چطور مسئولین مدعی ترویج ازدواج دانشجویی و آسان سازی ازدواج در دانشگاه ها هستند؟؟؟؟

بخوانیم ماهواره بگوییم بمب

اشتباه نکنید ! منظورم آن ماهواره هایی نیست که در فضا در حال گردش به دور خود و زمینند بلکه منظورم آن نوع ماهواره ایست که الان در پشت بام خانه های ما و شما سر بشقابش به سمت آسمان است و غذای امروزه ذهن ما را حاضر و آماده در اختیارمان

می گذارد و لحظه ای از پخش برنامه های مختلف غافل نمی شود.ای کاش فقط کارش پخش برنامه بود.برنامه که پخش میکند هیچ مغزمان را هم شستشو می دهد.حتی بدون اینکه خودمان متوجه شویم افکار و اعتقاداتمان و درکل بینش مارا تغییر می دهد.خوب این سوال به وجود می آید که برای چه؟

یا اصلا عمدی در کار نیست و همه این تحمیل عقاید هایی که از طرف ماهواره صورت میگیرد در پی پدیده ای به اسم جهانی شدن است که قدرت های بزرگ جهانی روی آن کنترل ندارند(البته به گفته خودشان) یا اینکه این روند کنترل شده ای است که از طرف همان قدرت های جهانی  برای رسیدن به هدفی خاص مانند تهاجم فرهنگی به کشوری مورد استفاده قرار میگیرد.

من به شخصه فکر میکنم حالت دوم در مورد جامعه ما صدق میکند.هدفشان هم که واضح است ، از بین بردن مقاومتی که مردم این کشور در طول این سه دهه در مقابل ابرقدرت های متخاصم دنیا انجام دادند.کاری که حتی با هشت سال جنگ تحمیلی نتوانسته بودند انجام دهند را ماهواره  به سادگی هرچه تمامتر انجام می دهد « به قول آقای ویل دورانت هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر آنکه از درون نابود شده باشد»

درجنگ دشمن می خواست به خاک ما نفوذ کند اما حالا ماهواره به ذهن مردم نفوذ کرده ، دشمن میخواست جامعه را به سمت تباهی و فساد بکشاند حالا ماهواره به راحتی قبح س ک س و روابط نامشروع را از بین می برد و دشمن می خواست که برای رسیدن به خواسته هایش با زور وارد عمل بشود اما ماهواره خود را در آغوش مردم جا کرده است.(کدام بمب و موشک و تسلیحات چنین قابلیتی دارد؟)باور ندارید؟ پس لطفا به این سوالم جواب بدهید

وقتی برای اولین بار صحنه های ابرازعشق بین بازیگران در سریال های پوچ و مضحک ماهواره را دیدید(مخصوصا کنار خانواده) احساس خجالت نکردید؟حالا هم اگر دوباره همان اتفاق تکرار شود احساس خجالت و شرم میکنید؟ شک دارم !

یکی از انواع مختلف برنامه هایی که از این رسانه پخش می شود سریال هایی است که به طرز عجیبی در یک زمان شروع به پخش شدن از چندین شبکه متفاوت کردند و جالب اینجاست که همه این شبکه ها هم سریال های خود را با دوبله فارسی پخش می کردند و می کنند.از این سریال ها می شود به عنوان یکی از مخربترین ابزار فرهنگی و نمود واضح تهاجم فرهنگی به یک ملت نام برد.فرد گرایی ،روابط نامشروع ، مادی گرایی ، سکولاریسم ، و از همه مهمتر بی بندوباری،چند مورد از دهها موردی هستند که به طور مداوم از طرف این سریال ها به بیننده انتقال داده می شوند.دوست عزیزی که این مطلب را میخوانید و در خانه خود ماهواره دارید ، اصلا از خود سوال کردید که چرا حتی در اسم سریال های پخش شده از این شبکه ها به طور مداوم از کلمه عشق استفاده می شود!؟ یا اینکه بودجه این شبکه ها از کجا تامین میگردد؟ احتمالا فکر نمیکنید که چون دلشان به حال ما سوخته نشسته اند آنطرف آبها و برای ما سریال پخش میکنند !

از بدی های ماهواره به قدری که لازم باشد گفتیم . از مزایایش چیزی بجز برخی برنامه های علمی و مستندی که از شبکه های متفاوتی پخش می شود سراغ ندارم و همچنین از مقصر اصلی این مسئله که صدا و سیمای خودمان باشد نگذریم که در پخش برنامه های تکراری و بی تنوع لنگه ندارد.اینطور که به نظر می رسد همچنان هم به این روال خودش ادامه خواهد داد تا روز به روز از تعداد تماشاگران تلویزیون ملی کم شده و به سمت ماهواره بروند.اما یادآوری میکنم رفتن به سمت ماهواره یعنی رفتن از بد به بدتر.از قضا راه مبارزه با ماهواره را هم درست انجام نمی دهیم، با زور گرفتن ماهواره از کسی که به آن وابسته شده هیچ فایده ای نداره. جز با فرهنگ سازی درست و برنامه ریزی دراز مدت این مشکل برطرف نخواهد شد.

 (عذرخواهی میکنم اگه طولانی شد)

                               

   (آرمان قنبری)

فیسبوک؟!

فیسبوک!کلمه ای که احیانا حتی به گوش انسان هایی  که در دورترین و بی تمدن ترین مناطق زمین زندگی میکنند خورده است.انسان هایی که شاید حتی نمی دانند اینترنت چیست ! اینجا در ایران هم که مردمان این عصرش ید طولایی در استفاده از ابزارها و فرهنگ هایی  دارند که طبق معمول بستر استفاده از آن وجود ندارد کاملا شناخته شده است. از قرار معلوم این پدیده نو ظهور طرفداران بسیار زیادی هم دارد.طبق آمار ارائه شده حدود 900 میلیون نفر در جهان عضو فیسبوک هستند که نصف آنها به طور روزانه به فیسبوک سر میزنند.احتمالا شما هم که همین الان دارید این مطلب را میخوانید یکی از اعضای فیسبوک هستید.پس با این اوصاف به نظر می رسد که دیگر از شکل و شمایل یک نرم افزار رایانه ای ساده که وظیفه اش انجام دادن چند کار ساده است در آمده و به بخشی از هویت جامعه تبدیل شده و نه فقط در اینجا که در کل جهان همین وضعیت وجود دارد.از نظر بنده فیسبوک در کنار ماهواره عمل کرده و مکمل آن شده  در راستای تسریع فروپاشی فرهنگی جامعه ایران.جامعه ای که سالهاست ماهواره در حال تحمیل کردن افکار آنطرفی ها به اینطرفی هاست! و الحق هم که کار خود را در غیاب صدا و سیمای ضعیف ما به نحو احسن انجام داده و حالا هم فیسبوک به آن اضافه شده که این روند کامل شود.البته این قاعده برای همه کشورها یکسان نیست و در کشورهای دیگر متفاوت است.چه بسا فیسبوک و امثالهم در کشوری موجب پیشرفت شوند.اما فکر میکنم در کشور ما عکس این عمل میکند.

فردی که از صبح زود تا نیمه های شب به پای فیسبوک نشسته و هر دقیقه چک میکند که چه اتفاقات جدیدی در صفحه اش افتاده چه فرصتی دارد که برای خودش و جامعه اش فعالیت مفید کند؟آیا اصلا می تواند 24 ساعت به فیس بوک سر نزند؟ طبق آمار 80 درصد کاربران به این سوال پاسخ منفی می دهند.غافل ازینکه فیسبوک یک نرم افزار است که باید تحت کنترل ما باشد نه اینکه برعکس مارا کنترل کند.از طرفی هرکس سعی دارد خودش را به بهترین وجه معرفی کند و همیشه بهترین عکس ها ؛ فیلم ها ؛خاطرات و ... را در فیس بوک به نمایش بگذارد.اگر همه همینگونه عمل کنند این تصور اشتباه بین افراد به وجود نمیاید که همه خوشبختند و مشکلات خودش را بزرگ نمیبیند یا دچار خودکم بینی نمی شنود؟ حسادت چطور؟ترس و اضطراب ؛ افسردگی ؛ سرقت اطلاعات ؛ خیانت های عاطفی ؛ روابط نادرست مجازی هم که از شناخته شده ترین معایبش هستند.از این معایب طبیعی که بگذریم خودش معایب غیرطبیعی هم دارد به عنوان مثال اگر شما عضو این رسانه نباشید از چشم اطرافیان می افتید و در اصطلاح خودمانی بی کلاس تلقی می شوید! البته این رسانه هم مثل هرچیز دیگر مزایایی دارد از جمله پیدا کردن دوستان قدیمی ؛ شناخت فرهنگ کشورها ؛ تسریع اطلاع رسانی ؛ تقویت زبان انگلیسی و ... که من شک دارم در بین ما زیاد از مزایای آن استفاده شود

حالا که این مطلب را خواندید حتما معتقدید که چون در کشور نبود سرگرمی کافی و از طرفی مشکلاتی مثل بیکاری و بالا رفتن سن ازدواج و ... وجود دارد مردم و مخصوصا جوانان به جنبه های منفی فیسبوک ؛ ماهواره و امثال آن روی می آورند.منهم این نظر را قبول دارم اما همه تقصیرات را نمی شود گردن عوامل بیرونی انداخت.بیشترش به خود ما برمیگردد

مطلب آخر

شاید فیسبوک خوبی هایی داشته باشد اما معایبش با توجه به نبود بستر در کشور ما بیشتر آشکار می شود. بنابراین بنده هم از فیسبوک و هم از ماهواره به شدت دوری میکنم.شما چطور؟

(این مقاله کوتاه که نوشتم بیشتر حرف دل بود و روی صحبتش بیشتر با کسانی بود که همانطور در بالا گفتم این رسانه آنها رو کنترل میکند نه برعکس)

(آرمان قنبری)

«یک خانواده محترم» معجونی از خیانت به آرمان‌های یک ملت

خبرگزاری فارس: «یک خانواده محترم» تنها برای خارج ساخته شده و به همین خاطر صراحت و تنوع جسارت‌های آن حیرت‌آور است ولی همین فیلم تنها نماینده ایران در جشنواره کن بوده و قرار است در چندین جشنواره بین‌المللی دیگر هم ایران دروغین سازندگان آن را به تماشاگر از همه جا بی‌خبر ارائه کند.


خبرگزاری فارس: «یک خانواده محترم» معجونی از خیانت به آرمان‌های یک ملت

مشکل دنياي ما اين است که نادان به کار خود مطمئن است اما دانا به کار خود شک دارد. "راسل"

هنر در اختیار خیانت کاران= خیانت های هنری