تکنوکرات ها...

سال نو (سال حماسه اقتصادی و حماسه سیاسی) 

بر همه ی دوستان و دانشجویان ایرانی مبارک باد...

متنی جالب در مورد:

تکنوکرات ها     


مهمترین مشکل و مسئله ای که تکنوکرات ها در انقلاب اسلامی بوجود آوردند تأخیر در تمدن سازی اسلامی با توجه به روند رو به افزایش غرب گرایی در جامعه است...                                           

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

درد دل

در این مقاله کوتاه خبری از تشریفات رسمی مقاله نویسی نیست.فقط درد دل است و یادآوری ضعف های خودمان به خودمان! 

باورش سخت است اما انسان هایی در آفریقا زندگی میکنند که حتی اگر پسمانده های غذایمان را هم بهشان بدهیم از آن با شادی استقبال میکنند.آنوقت ما اینجا نشستیم و به معنای واقعی ککمان هم نمیگزد حتی اگر بدانیم یک میلیارد انسان گرسنه در جهان وجود دارد! انسان !

ادامه نوشته

خنده شب یلدا کیلویی چند؟

از آن موقع كه ياد دارم يلدا برايم بيشتر از يك شب خاص بوده، حسي كه نسبت به بلندترين شب سال دارم آنقدر در اعماق وجودم ريشه دارد كه هر سال با اولين باد خنك پاييزي و اولين برگ زردي كه زير پايم صداي خرد شدنش را مي‌شنوم افكارم يك شيرجه بلند به اعماق وجودم مي‌زند و خاطره‌ها و حال و هواي يلدا را مرور مي‌كنند.
 
اين يك دقيقه اضافه آنقدر در سال‌هاي زندگي‌ام ضرب شده كه عددي به بزرگي همه سال‌هاي عمرم دارد اما هر سال كه سپري مي‌شود تفاوت چشمگيري با سال‌هاي قبل دارد، هر سال رسم و رسومات يلداي ساده و يكرنگ من بيشتر رنگ زمانه و از سادگي فاصله مي‌گيرد.
 
يلدا هر سال لباسي متفاوت با لباس سال گذشته‌اش مي‌پوشد و چهره‌اي متفاوت دارد. انگار او هم به دنبال مُد افتاده است. از آهنگ پيشواز تلفن همراه شروع كرده و طبقه به طبقه با درآمد هر قشر از جامعه رنگي به خود گرفته. ديگر از آن يلدايي كه مي‌شناختم خيلي فاصله گرفته، انگار نه انگار كه سنش هزاران سال است. انگار كه چند سالي است متولد شده. رنگش شده رنگ روز جامعه.
 
(لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید...)
ادامه نوشته

نگرش مردم شهرستان آمل نسبت به مردم شهرستان بابل

   بابل و آمل و حرفهايي كه سر زبانها بود از يك طرف جالب و از طرف ديگر تفكر بر انگيز بود دانستن اينكه آيا همه مردم آمل نسبت به همسايه تصور خاصي دارند؟ چند ديدگاه در مورد مردم بابل وجود دارد؟ منفي يا مثبت بودن ريشه ي اين نگاه و طرز تفكر از چه نشات گرفته؟ تنها اطلاعات ما در ابتداي تحقيق اين بود كه مردم آمل دل خوشي از بابلي ها ندارند.

همه خوب مي‌دانيم كه همه ي مردم آمل اگر تصور بدي نداشتند، حذفهايي در مورد مردم بابل شنيده بودند چون در پاسخ به اين سوال كه چه تصوري در مورد بابل داريد يا چه چيزي در مورد شان شنيده‌ايد تصورات خوبي نداشتند ولي وقتي پرسيديم در برخوردتان در واقعيت هم چنين چيزي بود يا نه؟

چند نفر در پاسخ گفتند كه اصلا برخوردي نداشته‌ايم يا با چند نفر خويشاوند يا همسايه هستيم هيچ مشكلي نداريم، اين خيلي اهميت دارد كه مردم بفهمند تصورات غلطي دارند و در نهايت به اين نتيجه برسند كه خوب و بد همه جا است و نمي شود با يكي، دو برخورد يا حرف و عينيت به نتايجي رسيد كه قابل تعميم به همه باشد.


 

ادامه نوشته

یک عشق دانشجویی

یک عشق دانشجویی


ادامه نوشته

سخنان اموزنده

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:
1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.


2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.


3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

ادامه نوشته

خود باوری

 

روشهای موثر برای رسیدن به خودباوری

باور کردن خود یکی از اولین قدم ها به سمت موفقیت است. اگر به خودتان اعتماد نداشته باشید، موفق شدن در کارها خیلی سخت می شود.

مراحل

1. یک شعار برای خود انتخاب کنید و هر روز آنرا برای خودتان تکرار کنید. (شعار من : ايمان ، هدف ، برنامه ، تلاش ، پشتكار ، خلاقيت)

2. یاد بگیرید که نظر شما تنها نظری است که اهمیت دارد. افکار و نظرات بی اهمیت دیگران را کنار بگذارید. فقط خودتان هستید که باید واقعیت زندگی را برای خود آشکار کنید.

3. در محل کار، مدرسه یا خانه نظرات خود را بیان کنید. وقتی در ارتباطات خود با دیگران مطیع و سلطه پذیر نباشید آنوقت به خود و نظراتتان اعتماد و اطمینان پیدا می کنید.

 

ادامه نوشته

حجاب در محرم

ادامه نوشته

پرستو ها

برای مشاهده ی متن کامل شعر به ادامه مطلب رجوع کنید...


ادامه نوشته

عاشورای زمان...

اینجا هنوز کرببلاست...

A Palestinian man barries the body of Tamer Abu Sefan, three and a half years old, during a funeral in the village of Beit Lahia, in the northern Gaza Strip on November 18, 2012. A ground invasion of

The bodies of four children from the al-Dallu family lay in a hospital after an Israeli missile struck a family home killing at least seven members of the same family in Gaza City on November 18, 2012

جبهه خود را مشخص کن...

ادامه دردها در ادامه مطلب

ادامه نوشته

قیام امام حسین (ع)   

قیام امام حسین (ع)

 

عاشورا برای ما فقط یک حادثه نیست،بلکه نوعی فرهنگ و آغاز تاریخ دیگر است.حادثه عاشورا روایت تلخی را نشان می دهد و همه ی عالم را متوجه خود می کند.همه ی قیام های حق طلبانه و آزادی خواهانه از آن سرچشمه می گیرد و بر محور عاشورا می چرخد.این وظیفه ما است که فرهنگ عاشورا و پیام کربلا را خوب بشناسیم و الگوی زندگی خود قرار دهیم.امام حسین (ع) در کربلا حماسه بی نظیر کربلا را آفرید تا ما را با فرهنگ خوب زیستن و سر فراز مردن آشنا کند و بندگی خدا و قیام در راه خدا را به مابیاموزد.شاگردان مدرسه عشق به مکتب عاشورا همواره این را درک می کنند و دل به دنیا نمی بندند و از هیچ ستمگری نمی هراسند و از هیچ فتنه ای نمی لرزند.و در برابر بی عدالتی و بی دینی و ظلم،فریاد ظلم ستیزی سر می دهند.از ویژگی های بر جسته و مهم نهضت عاشورا پیوند دین با سیاست است.در عاشورا دیانت و سیاست با هم عمل می کنند.اگر عبادت و دیانت امام حسین (ع)را دروالا ترین مرتبه در کربلا می بینیم،هرگز به بهانه دین داری و پارسایی از امور سیاسی و اجتماعی امت کناره گیری نکردند و نسبت به ستمگری،نیرنگ منافقان بی اعتنا نشدند.حضرت همیشه در اجتماع حضور داشتند و با منافقان مبارزه کردند.یکی دیگر از آموزه های اخلاقی حماسه کربلا دعوت به برد باری و صبر در برابر مصیبت ها  است.امام حسین (ع)و خواهرش زینب (س)و اهلبیت و اصحاب گرامی ایشان در سخت ترین لحظات صبر و طاقتشان را از دست ندادند و در غم از دست دادن بهترین عزیزانشان،صبوری را فراموش نکردند و رسالت در پاسداری از خون آنان با صبوری یک افتخار بود....

امام حسین (ع)قیام خودشان را اصلاح طلبی و امر به معروف و نهی از منکر معرفی کردند و بارها یزیدیان را نصیحت کردند.در روز عاشورا بعد از شهادت یارانش،سرشان را به آسمان بلند کردند و گفتند:خدایا تو شاهدی که با پسر پیغمبر تو چه می کنند.

آیین رفاقت

ادامه نوشته

معلم

تو کیستی؟توکیستی؟در عجبم!از صبر و حوصله تو در شگفتم!شک ندارم که تو یک انسان کاملی.
ادامه نوشته

نخبگان ایرانی در خدمت دغدغه‌های چشم آبی‌ها

چرا علم بومی؟!...علمی که میخوانیم، حاصل تفکر بر دغدغه ها مشکلات جامعه ای دیگر است که به علم و محتوی تبدیل شده...و ما هم میخوانیم حاصل مطالعه چشم آبی ها را.!..آیا این همان علمی است که قرار است مشکلات جامعه ما را حل کند؟!!...

این مقاله نوشته ای است از عبدالمجيد خوشنود ، که سزاوار مطالعه میباشد،

نخبگان ایرانی در خدمت دغدغه‌های چشم آبی‌ها

سايه سنگين ISI بر توليد علم بومي؛


آنچه که در کشورهای پیشرفته در نظام جهانی به عنوان تولید علم محسوب می گردد در صورتی قابل توجه است که منجر به فعالیتی هدفمند برای حل مشکلات کشور در حال حاضر و یا در آینده شود. به عبارت دیگر، مبنای تولید علم از نیازهای کلی کشور شکل می گیرد و در چهارچوب های دانشگاهی جاری می گردد.

در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا در غرب وقتی سیر فرایندها و تحولات در پژوهش و تحقیقات دانشگاهی حتی در دهه های گذشته رصد می گردد به این موضوع مهم می توان دست یافت که نقشه راه ها و چشم اندازهای دانشگاهی برای تولید علم بر اساس نیازمندی های کلان کشور تبیین شده است و در نهایت برنامه کلان تولید علم در دانشگاه را سامان داده است.

البته دانشگاه ها نیز در این فرایند نقش مهمی را داشته اند. به عنوان نمونه در زمینه های تخصصی نویسندگان مشهور برخی از کتاب های دانشگاهی که کتاب هایشان به یک کتاب بلامنازع در تدریس دانشگاه های ما تبدیل شده است در شرایطی به تالیف کتاب روی آورده اند که مبانی کتاب هایشان حاصل سالها تمرکز بر روی یکی از مشکلات کشور آنها بوده که درنهایت به تدوین یکی از کتاب های بین المللی منجر شده است.

حال ملاک تولید علم ما چه چیزی است؟ آیا شاخص های مختلف در کشور ما با شاخص های سایر کشورها یکسان است که تولید علم را با ملاک های بین المللی بررسی می نماییم؟ اگر منبع نیازمندی های ما در کشور با منبع نیازمندی ها در کشورهای دیگر یکسان باشد مقایسه کار تقریبا درستی است. اما در حال حاضر ما در دو موضوع اساسی با بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا تفاوت چشمگیر داریم. یک موضوع فاصله زمانی ما با آنها در فعالیت های علمی و نیازمندی های صنعتی است.

مراسم افتتاحیه قطب علمی فلسفه دین اسلامی برگزار می شود

اما موضوع دوم که بسیار مهم تر می باشد این است که منبع نیازمندی های ما با سایر کشورها متفاوت است و به مقتضیات بومی ما برمی گردد. این واقعیت باعث شده است که فرایند تولید علم در کشور ما به فرایندی تقریبا بی اثر مبدل گردد. البته نه اینکه هیچ کمکی به کشور نمی کند بلکه توان فعلی دانشگاهیان ما بسیار هدر می رود. نکته بسیار مهم این مساله در همین جا نهفته است که توانایی بسیار بالا و ارزشمند جامعه دانشگاهی در چنین برنامه ریزی ای در مسیر تولید علم غیر بومی هدایت می گردد و در برخی موارد گره گشای مشکلات بین المللی می شود.


این موضوع می تواند در آینده به بحرانی بزرگ برای ما تبدیل شود. یعنی به کشوری تبدیل شویم که راه حل برای مشکلات جهانی داریم اما برای مشکلات بومی خود حتی فرصت فکر کردن را نیافته ایم.

بحثی که مطرح شد وقتی تاسف آورتر می شود که با وجود تاکیدات رهبر معظم انقلاب در اصلاح این موضوع و خصوصا کاهش نقش شاخص هایی نظیر ISI در ممیزی فعالیتهای پژوهشی داخل هنوز شاهدیم که مسوولین مربوطه با افتخار تنها ملاک تولید علم را تعداد مقالات بین المللی اعلام می کنند و سنجش فعالیت های علمی کشور را منحصر به این مقالات می دانند. موضوعی که باعث شده است دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه ها در دوراهی ارائه راه حل برای مسایل کشور و ارائه راه حل برای مسائل بین المللی راه دوم را انتخاب می کنند تا در ممیزی های ساختار علمی پژوهشی کشور با مشکل کمتری مواجه شوند.

همه موارد فوق منجر می گردد که یک راه حل جدی برای مساله تولید علم بومی ارائه گردد. معیارهای سنجش برای تولید علم بومی به گونه ای تعیین گردند که مشوق جامعه دانشگاهی کشور برای سوق دادن توان خود برای مسائل کلان بومی باشند. این موضوع هم از جهتی یک فرهنگ را می طلبد و هم از جهتی احتیاج به تغییر قوانین سنجش فعالیت های علمی دارد. امری که تاحدودی در سال های اخیر مورد توجه بوده است اما هنوز برخی آن را تمام و کمال نپذیرفته اند.

تنها اشکال به موضوع معیار های داخلی برای تولید علم بومی این است که سنجش فعالیت های علمی در بعد بین المللی چه تکلیفی پیدا خواهد کرد. در این راستا برنامه ریزی های نهادهای مسوول به راحتی می تواند چهارچوب هایی را تبیین نماید که در ابعاد بین المللی مشکلی برای جامعه دانشگاهی کشور ایجاد نگردد هرچند که ما باید به دنبال این باشیم که اولویت اول جامعه دانشگاهی تولید علم بومی باشد.

این همان مسیری است که کشورهای پیشرفته در سایر نقاط جهان آن را پیموده اند و سایرین را تشویق به الگو گیری از خود کرده اند. به عبارت دیگر، تمرکز بر علم بومی این فرصت را برای ما ایجاد می کند که علاوه بر هدایت فعالیت های دانشگاهی داخل به سمت حل مسائل بومی، برخی موضوعات تبدیل به یک الگو برای جامعه جهانی شود و به تدریج به دنبال این خواهیم رفت که فعالیت های بومی کشور ما نیز در معیارهای سنجش بین المللی تاثیر گذار باشد. موضوعی که با توجه به توانایی کم نظیر جامعه دانشگاهی ایران دست یافتنی است.

و نظر شما؟؟؟!

منبع

معرفی پرتال جامع علوم انسانی

سلام

سایت کارآمدی به چشمم خورد که تو پیوندهای وبلاگ هم اضافه اش کردم ، امیدوارم ازش استفاده کنیم:

"پرتال جامع علوم انسانی" ، منبعی است از مقالات مختلف علوم انسانی که با جمع اوری و ارئه این مقالات از نگارندگان مختلف کار را برای دانشجویان محقق و اهالی مطالعه آسان تر میکند.

این سایت در حوزه های مختلف علوم انسانی دارای منبع می باشد: حقوق- اقتصاد- علوم اسلامی- فلسفه و منطق- تاریخ- علوم اجتماعی علوم سیاسی- مدیریت- روانشناسی- مطالعات هنر -زنان- ادبیات-زبان شناسی- جغرافیا -تربیت بدنی -کتابداری

پرتال جامع علوم انسانی

http://www.mail.ensani.ir/


گزارشی از آخرین وضعیت پرتال جامع علوم انسانی منتشرشد:

با راه اندازی پرتال جامع علوم انسانی کشور در دو سال گذشته توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، بستر مناسبی برای توزیع ایده ها و اندیشه های ایرانی – اسلامی اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی بوجود آمده است. این پرتال که روز به روز بر حجم داده های موجود در آن افزوده می شود هم اکنون بخش زیادی از جامعه علوم انسانی  کشور را درگیر خود کرده است. بر اساس این گزارش هم اکنون 300 هزار داده علمی در این پرتال ذخیره شده که 220 هزار داده آن بصورت تمام متن است.مهم ترین نکات این گزارش را بخوانید.

در شش ماهه اول سال جاری دومیلیون و 70 هزار و 376 نفر از پرتال جامع علوم انسانی کشور بازدید کرده اند که میانگین روزانه آن 11 هزار و 131 نفر می باشد. این حجم بازدید در مقایسه با سایر سایت ها و پایگاههای تخصصی بسیار حایز اهمیت است.

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی چیست؟

کوچکترین تحول همانند سنگ ریزه ای است

                            که به درون برکه ای پرتاب می شود

                                    امواج بسیاری به گرد آن شکل می گیرد

    سنگ ریزه ی آگاهی نیز با برکه ی ذهن ما چنین کند!!

ادامه نوشته

نه «هایدگریسم»، نه «پوپریسم»!

دوستان این متن نوشتاری است از تبیین ببیانات رهبری در مورد اجتهاد در علوم انسانی...
خواهشا نظر خودتون رو بعد از مطالعه به طور خالصانه بنویسید..

«علوم انسانی اسلامی»، نه «هایدگریسم»، نه «پوپریسم»!
 گروه فرهنگی-اجتماعی برهان/مهدی جمشیدی؛ مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود درباره­ی علوم انسانی، بار دیگر بر نکات مهم پیشین تأکید ورزیدند و برخی از «کج­فهمی­ها» و «تفسیر به رأی­ها» را از نظر خویش، رفع نمودند. ایشان فرمودند:
«ما به هیچ وجه نگفتیم که دانستههاى غربىها را که در زمینههاى گوناگون علوم انسانى پیشرفت­هاى چند قرنىِ زیادى داشتهاند، یاد نگیریم یا کتاب­هاى اینها را نخوانیم؛ ما می­گوییم تقلید نکنیم. مبانى علوم انسانى در غرب از تفکرات مادى سرچشمه می­گیرد؛ هر کس که تاریخ رنسانس را خوانده باشد، دانسته باشد، آدم­هایش را شناخته باشد، این را کاملاً تشخیص می­دهد.[...] مبانى فکرى ما با آن مبانى متفاوت است. هیچ ایرادى هم ندارد که ما از روانشناسى، جامعهشناسى، فلسفه و علوم ارتباطات وهمهى رشتههاى علوم انسانى که غرب ایجاد و تولید کرده یا گسترش داده، استفاده کنیم. من بارها گفتهام که ما از یادگیرى به هیچ وجه احساس سرشکستگى نمیکنیم. لازم است یاد بگیریم، از غرب یاد بگیریم، از شرق یاد بگیریم - «اطلبوا العلم ولوبالصین» - خب، این که روشن است. ما از این احساس سرشکستگى می­کنیم که این یادگیرى به دانایى، آگاهى و قدرت تفکر خود ما منتهى نشود. همیشه که نمی­شود شاگرد بود؛ شاگردى می­کنیم تا استاد شویم.[...] ما بایستى در علوم انسانى اجتهاد کنیم؛ نباید مقلد باشیم.[...] در باب علوم انسانى کار عمیق انجام بگیرد و صاحبان فکر و اندیشه دراین زمینهها کار کنند».[1]
 
عبارات بالا دربردارنده­ی دقایق و لطایفی است که در این مجال به آن­ها به صورتی اجمالی اشاره می­کنیم:
تشریح در ادامه مطلب

ادامه نوشته

در راهید؟،پس توقف ممنوع...

یک هشدار عمومی و مفید:

((بعضى درختها سرحالند، بانشاطند، شادابند؛ ده سال، بيست سال، سى سال بيشتر عمر نميكنند، بعد پوك ميشوند. پوك كه شدند، احتياج ندارد كه كسى زحمت بكشد براى انداختن آنها، يك باد تندى كه بيايد، سرنگون ميشوند، از كمر ميشكنند؛ اما درختى كه استعداد ماندن دارد، داراى اين قدرت و ظرفيت هست كه بماند، شما مى‌بينيد دو قرن، سه قرن از عمر اين درخت ميگذرد، سرسبزى او از روز اولى كه برگ كرده، بيشتر است و كمتر نيست، نشاط او در بهار، درختهاى ديگر را هم تحت تأثير قرار ميدهد. «تؤتى اكلها كلّ حين باذن ربّها».

‫هيچ وقت هم نبايد خسته بشويم. شنفتيد آيه‌ى قرآن را «فاذا فرغت فانصب»؛ وقتى از كار فراغت پيدا كردى، يعنى كارت تمام شد، تازه قامت راست كن، يعنى شروع كن به كار بعدى؛ توقف وجود ندارد.

رهبرما ‫۱۳۹۱/۰۶/۲۸‬))

حالا ما خودمون رو در نظر بگیریم،تو دانشگاه، از لحاظ علمی، باید همیشه تازه باشیم،

هر چی از عمر و بلوغ جسمی و فکری و سیاسی و اجتماعی مون میگذره حتی در موفقیت هامون نباید متوقف بشیم، همین توقف خیلی ضربه میزنه...حتی کوتاه...عاملی میشه برای تنبلی،مغرور شدن،بی حوصلگی،ازدست دادن انگیزه،منحرف شدن و...

خداییش متوقف شدن و نشدن خیلی تاثیرگذاره، البته در مسیر ناحق باید متوقف شد....ولی در راه حق توقف جز ضرر چیزی نیست...

پس یه کاری کنیم،اول ببینیم بانشاط هستیم!(در راه حق هستیم!؟) بعد اگه در مسیر درست بودیم خود به خود رشد میکنیم و اون وقت دیگه توقف معنایی نداره...

باید علوم انسانی را با نگاه غیرسکولار بنیان گذاری کنیم!

دیدگاه دکتر کچوئیان (عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی) در مورد تحول در علوم انسانی:

 

گزیده و خلاصه مطلب:

*غرب ابتدا سکولار شد و سپس با نگاه سکولار خود علوم انسانی ویژه خود را طرح‌ریزی کرد و ما هم باید کوشش کنیم که علوم انسانی خود را با نگاه غیرمادی و غیرسکولار بنیان‌گذاری کنیم.

*انقلاب اسلامی به‌عنوان حاصل حداقل صد سال مبارزات خونین مسلمانان علیه استبداد و استعمار برای آن که بتواند از وابستگی خارج شود، باید در بحث علوم به‌ویژه علوم انسانی مستقل باشد.

*نگاه دینی به جهان و کشف روابط بین پدیده‌ها از کسی برمی‌آید که حالات و افعال خود او دینی شده باشد. یعنی انسان سکولار و مادی‌گرا اصولاً نمی‌تواند وارد ساحت نگاه الهی به جهان شود. 

*لحاظ کردن مبانی نظری مابعدالطبیعی نظام فکری اسلام اولین ویژگی لازم است

*وی با اشاره به دیگر ویژگی های لازم، اضافه کرد: دومین ویژگی آن است که باید بدانیم علم تابع بخشنامه نیست و رشد علمی کار یک روز و چند روز نیست بلکه شما باید محیط علمی را با سوالات نوین درگیر کنید و مقدمات اندیشیدن صحیح را هم فراهم کرده باشید در این صورت است که دستگاه معرفتی مطلوب حاصل خواهد شد.

متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

خط و خطوط دکتر مرتضی فرهادی

مطلبی در مورد استاد محترم مردم شناسی (دکتر فرهادی) از وبلاگ آقای مهدیار.

مطالب جالبی از استاد محقق ،ناشناخته و  علم مردم شناسی در ایران در این متن وجود داره که برای دانشجویان مردم شناسی قطعا مفیده و احتمالا نکات کلیدی دستتون میاد.

:

از روزی که طرح نامه(پروپوزال) کارشناسی ارشدش تصویب شد دیگر کسی ایشان را ندید.حدود 4 سال بعد بود که بسته ای بزرگ به دست داشت و وارد اتاق استاد راهنما شد.استاد با دیدن شاگرد ابرو درهم کرد که این مدت کجا بودی؟متاسفانه شما اخراج شده اید.... اما وقتی شاگرد پایان نامه 8 جلدی اش را که حاصل 5 سال مطالعه میدانی و مشاهده مشارکتی اش در مناطق روستایی بود را از داخل بسته به روی میز گذاشت نگاه استاد عوض شد... کمیته داوران دانشکده نمره بالاتر از 20 نداشت که به او اهدا کند..."

دکتر فرهادی در سال1332 درملایربه دنیا آمد. دوران کودکی خود را در مهاباد و دوره نوجوانی و جوانی را در شهر خمین گذراند. وی دارای لیسانس در رشته‏ی روان‌شناسی، فوق لیسانس در رشته‏ی ارتباطات اجتماعی و دکترا در رشته‏ی جامعه‌شناسی می‌باشد. فرهادی هم‌اکنون به عنوان استاد تمام مردم شناسی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی و سردبیر فصلنامه علوم اجتماعی است.مهمترین آثار ایشان" انسانشناسی یاریگری"،"فرهنگ یاریگری در ایران"، " واره: درآمدی به مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی تعاون"، "موزه های بازیافته"،"نامه کمره" و... می باشد.

 

مدتی پیش یکی از اساتید در میزگردی مشکل علوم اجتماعی در ایران را پیوند آن با شرق شناسی دانسته بود. عمده دلیل مهجوریت دکتر فرهادی درمیان جامعه شناسان و مردم شناسان ایرانی را می توان از نشانه های بارز این پیوند دانست.بااینکه ایشان در مقالات و کتب خود در نقد توسعه غربی و تنقیح منظور خود از توسعه بومی مطالب زیادی به نگارش در آورده اند اما حتی اساتید بنامی که دغدغه هایی مانند ایشان را در کارهای علمی خود دنبال می کنند کمتر به آثار ایشان توجه کرده اند.

پیوند عمیق علوم اجتماعی در ایران با شرق شناسی رابه بهترین وجهمی توان در آثاری که به جامعه شناسی تاریخی ایران پرداخته اند مشاهده کرد. اغلب محققانی که سعی کرده اند با استفاده از فلسفه های تاریخی قرن هجدهمی(مانند منورالفکرهای اولیه و یا متاخرینی چون طباطبایی و دوستدار و...)به تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران می پردازند ، همینطور اغلب کسانی که با نگاههای جامعه شناختی قرن نوزدهمی و متاثر از دورکیم و وبر و به خصوص بحث جامعه آسیایی مارکس (مانند لمبتون،کاتوزیان،ویتفوگل،اندرسون،علمداری، زیبا کلام و...)به این مهم پرداخته اند همگی در یک نقطه اشتراک دارند که فرهنگ و جامعه سنتی ایرانی بدوی،غیر عقلانی،راکد،کوتاه مدت، استبداد زده و... بوده است.از همین منظر انسان ایرانی نیز دروغگو،منفعل،ستیزه جو،متملق فاقد مشارکت و سرمایه اجتماعی و... شمرده شده است.اهمیت کار دکتر فرهادی در این است که هم نفیا و هم اثباتا در مقابل این موضع گیری ها مقاومت کرده است. البته برخی از جامعه شناسان و مردم شناسان و مورخان و فیلسوفان ایرانی نیز هستند که این مقاومت را به صورت تحلیلی و نظری در آثار خود دنبال می کنند اما وجه تفاوت بارز دکتر فرهادی با آنها تجربی بودن مقاومت ایشان است.البته نه اینکه پژوهشهای ایشان فاقد توصیف ها و تبیین های نظری است بلکه همانطور که اشاره خواهد شد این مهم در آثار ایشان جدی تر از دیگر نظریه پردازان حضور دارد.  ...

ادامه نوشته