چرا علم بومی؟!...علمی که میخوانیم، حاصل تفکر بر دغدغه ها مشکلات جامعه ای دیگر است که به علم و محتوی تبدیل شده...و ما هم میخوانیم حاصل مطالعه چشم آبی ها را.!..آیا این همان علمی است که قرار است مشکلات جامعه ما را حل کند؟!!...
این مقاله نوشته ای است از عبدالمجيد خوشنود ، که سزاوار مطالعه میباشد،
نخبگان ایرانی در خدمت دغدغههای چشم آبیها
| سايه سنگين ISI بر توليد علم بومي؛ |
آنچه که در کشورهای پیشرفته در نظام جهانی به عنوان تولید علم محسوب می گردد در صورتی قابل توجه است که منجر به فعالیتی هدفمند برای حل مشکلات کشور در حال حاضر و یا در آینده شود. به عبارت دیگر، مبنای تولید علم از نیازهای کلی کشور شکل می گیرد و در چهارچوب های دانشگاهی جاری می گردد.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا در غرب وقتی سیر فرایندها و تحولات در پژوهش و تحقیقات دانشگاهی حتی در دهه های گذشته رصد می گردد به این موضوع مهم می توان دست یافت که نقشه راه ها و چشم اندازهای دانشگاهی برای تولید علم بر اساس نیازمندی های کلان کشور تبیین شده است و در نهایت برنامه کلان تولید علم در دانشگاه را سامان داده است.
البته دانشگاه ها نیز در این فرایند نقش مهمی را داشته اند. به عنوان نمونه در زمینه های تخصصی نویسندگان مشهور برخی از کتاب های دانشگاهی که کتاب هایشان به یک کتاب بلامنازع در تدریس دانشگاه های ما تبدیل شده است در شرایطی به تالیف کتاب روی آورده اند که مبانی کتاب هایشان حاصل سالها تمرکز بر روی یکی از مشکلات کشور آنها بوده که درنهایت به تدوین یکی از کتاب های بین المللی منجر شده است.
حال ملاک تولید علم ما چه چیزی است؟ آیا شاخص های مختلف در کشور ما با شاخص های سایر کشورها یکسان است که تولید علم را با ملاک های بین المللی بررسی می نماییم؟ اگر منبع نیازمندی های ما در کشور با منبع نیازمندی ها در کشورهای دیگر یکسان باشد مقایسه کار تقریبا درستی است. اما در حال حاضر ما در دو موضوع اساسی با بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا تفاوت چشمگیر داریم. یک موضوع فاصله زمانی ما با آنها در فعالیت های علمی و نیازمندی های صنعتی است.

اما موضوع دوم که بسیار مهم تر می باشد این است که منبع نیازمندی های ما با سایر کشورها متفاوت است و به مقتضیات بومی ما برمی گردد. این واقعیت باعث شده است که فرایند تولید علم در کشور ما به فرایندی تقریبا بی اثر مبدل گردد. البته نه اینکه هیچ کمکی به کشور نمی کند بلکه توان فعلی دانشگاهیان ما بسیار هدر می رود. نکته بسیار مهم این مساله در همین جا نهفته است که توانایی بسیار بالا و ارزشمند جامعه دانشگاهی در چنین برنامه ریزی ای در مسیر تولید علم غیر بومی هدایت می گردد و در برخی موارد گره گشای مشکلات بین المللی می شود.
این موضوع می تواند در آینده به بحرانی بزرگ برای ما تبدیل شود. یعنی به کشوری تبدیل شویم که راه حل برای مشکلات جهانی داریم اما برای مشکلات بومی خود حتی فرصت فکر کردن را نیافته ایم.
بحثی که مطرح شد وقتی تاسف آورتر می شود که با وجود تاکیدات رهبر معظم انقلاب در اصلاح این موضوع و خصوصا کاهش نقش شاخص هایی نظیر ISI در ممیزی فعالیتهای پژوهشی داخل هنوز شاهدیم که مسوولین مربوطه با افتخار تنها ملاک تولید علم را تعداد مقالات بین المللی اعلام می کنند و سنجش فعالیت های علمی کشور را منحصر به این مقالات می دانند. موضوعی که باعث شده است دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه ها در دوراهی ارائه راه حل برای مسایل کشور و ارائه راه حل برای مسائل بین المللی راه دوم را انتخاب می کنند تا در ممیزی های ساختار علمی پژوهشی کشور با مشکل کمتری مواجه شوند.

همه موارد فوق منجر می گردد که یک راه حل جدی برای مساله تولید علم بومی ارائه گردد. معیارهای سنجش برای تولید علم بومی به گونه ای تعیین گردند که مشوق جامعه دانشگاهی کشور برای سوق دادن توان خود برای مسائل کلان بومی باشند. این موضوع هم از جهتی یک فرهنگ را می طلبد و هم از جهتی احتیاج به تغییر قوانین سنجش فعالیت های علمی دارد. امری که تاحدودی در سال های اخیر مورد توجه بوده است اما هنوز برخی آن را تمام و کمال نپذیرفته اند.
تنها اشکال به موضوع معیار های داخلی برای تولید علم بومی این است که سنجش فعالیت های علمی در بعد بین المللی چه تکلیفی پیدا خواهد کرد. در این راستا برنامه ریزی های نهادهای مسوول به راحتی می تواند چهارچوب هایی را تبیین نماید که در ابعاد بین المللی مشکلی برای جامعه دانشگاهی کشور ایجاد نگردد هرچند که ما باید به دنبال این باشیم که اولویت اول جامعه دانشگاهی تولید علم بومی باشد.
این همان مسیری است که کشورهای پیشرفته در سایر نقاط جهان آن را پیموده اند و سایرین را تشویق به الگو گیری از خود کرده اند. به عبارت دیگر، تمرکز بر علم بومی این فرصت را برای ما ایجاد می کند که علاوه بر هدایت فعالیت های دانشگاهی داخل به سمت حل مسائل بومی، برخی موضوعات تبدیل به یک الگو برای جامعه جهانی شود و به تدریج به دنبال این خواهیم رفت که فعالیت های بومی کشور ما نیز در معیارهای سنجش بین المللی تاثیر گذار باشد. موضوعی که با توجه به توانایی کم نظیر جامعه دانشگاهی ایران دست یافتنی است.
و نظر شما؟؟؟!
منبع