والدین شرقی و والدین غربی!!!
از مواردی که توجه من را خیلی جلب میکند،تفاوت روشهای تربیتی والدین غربی و شرقی است. نتیجه آن هم در یک جمله خلاصه میشود.
“والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند.“
از مواردی که توجه من را خیلی جلب میکند،تفاوت روشهای تربیتی والدین غربی و شرقی است. نتیجه آن هم در یک جمله خلاصه میشود.
“والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند.“
نوروز لغت فارسی از دو جزء "نو" و "روز"که در لغت عرب"نیروز" شده و بنا بر مشهور مصادف است با حلول خورشید در برج حَمَل از برج های دوازده گانه.
کهن ترین وبزرگترین جشن ایرانی است که همه ساله در آغاز فروردین ماه شمسی به هنگام تحویل آفتاب به برج حَمَل و در تمامی مناطق ایرانی نشین جهان با شکوه فراوان برگزار می شود.
درباره منشاء این عید سخن بسیار است ونظریات و افسانه های زیادی در متون قدیمی فارسی وعربی یافت می شود.ازجمله:این عیدمانند بسیاری از اعیاد وجشن های ایرانی با ستاره شناسی که پایه حساب های گاه شماریهاست پیوند دارد.
رجوع به ادامه ی مطلب...

فتیله... پنج شنبه تعطیله!
29 بهمن: حاجی بابایی: 90درصد مردم با تعطیلی پنجشنبه ابتداییها موافقند.

معتاد موبایل!
30 بهمن: یک آسیب شناس اجتماعی گفت: در حال حاضر 38 درصد از نوجوانان و جوانان به استفاده از تلفن همراه اعتیاد رفتاری پیدا کرده اند.
گروه مطالعات رسانهای مرکز تحقیقات استراتژیک در نظر دارد سمینار تخصصی «هویتهای جمعی ایرانیان و شبکههای اجتماعی مجازی؛ ظرفیت ها، چالش ها و راهبردها» را با حضور استادان دانشگاه، صاحبنظران و کارشناسان در روز سهشنبه مورخ اول اسفند سال ۱۳۹۱ برگزار کند.
شبکه های اجتماعی و هویت
محورهای این سمینار به شرح ذیل است:
· هویت ملی و شبکههای اجتماعی
· هویت دینی و شبکه های اجتماعی
· هویت قومی و شبکه های اجتماعی
· هویت مدرن و شبکه های اجتماعی
· هویت فرهنگی و شبکههای اجتماعی
· هویت شبکهای و کاربران ایرانی
· هویت جوانان ایرانی و شبکههای اجتماعی
· شبکههای اجتماعی و هویت سازمانی و شغلی
از پژوهشگرانی که مایل به ارایه مقاله و یا سخنرانی پیرامون موضوعات فوق در این سمینار هستند، درخواست میشود مقاله خود را به صورت فایل Word 2007 تا تاریخ ۲۰ بهمن سالجاری و فایل پاورپوینت سخنرانی خود را تا ۲۵ بهمن به نشانی shayghan@gmail.com ارسال فرمایند.
زمان: سه شنبه اول اسفند ۱۳۹۱ از ساعت ۱۴٫۳۰ لغایت ۱۸
مکان: انتهای خیابان پاسداران، ضلع جنوبی پارک نیاوران، شماره ۸۴۰، مرکز تحقیقات استراتژیک
حضور در این سمینار برای علاقمندان، پژوهشگران، دانشجویان و محققین محترم آزاد است.

در ميان انسان ها حساس ترين انتخاب در طول زندگي، انتخاب همسر است كه براساس آن نهاد خانواده شكل مي گيرد. چون كه جهان هستي و خلقت بر زوجيت استوار شده است، و زوجيت قانون حيات و بقاست. والاترين هدف و كاركرد خانواده تكميل هويت و تأمين آرامش همسران است. در سايه آرامش، انسان ها به رشد و بالندگي مناسب دست مي يابند و خلاقيت هاي خود را بروز مي دهند. مهر و محبت، صميميت و وفاداري از مهم ترين عوامل پايندگي و تقويت نهاد خانواده است، همچنان كه حفظ كانون خانواده يكي از اصلي ترين تكاليف هر يك از همسران محسوب مي شود. شايسته است همسران با شناخت كامل تفاوت هاي يكديگر و يادگيري روش هاي ابراز محبت و دستيابي به تفاهم، سعادت خود و خانواده را بيمه كنند و از كوتاهترين لحظه هاي با هم بودن بيشترين بهره ها را ببرند.
در اینجا به باز نشر نمونههایی از تفریحات تهرانیها در ۱۰۰ سال پیش پرداخته که در سایت های مختلف به آن پرداخته شده است:
ادامه ی مطلب...
" همه ی انسان شناسان گرامی دانشگاه مازندران"
به اطلاع شما میرسانیم که کنگره ی پیشگامان پیشرفت تامورخه ی ۱۷آذرماه تمدید شد!
ازهمه ی افراد علاقه مند به شرکت در این کنگره که در دانشگاه شهید بهشتی در تاریخ۲۳آذر ماه برگزار می شود،دعوت به عمل می آید.


مفهوم فوق شاید بیش از هر مفهوم دیگری به جز اجتماع، بر اساس تصورات گوناگون ایدئولوژیک و/یا دستور کارهای طرح ریزی تفسیر شود. این تفاسیر مانند بحث اجتماع با مکان های موجود کنونی سروکار چندانی ندارند (به مدخل اجتماع نگاه کنید).
برای نمونه دانی و پلاتر- تزیبرگ، پیام آوران شهرسازی نوین (به مدخل صفحه 96 نگاه کنید) ایدئولوژی سازمانی مکتب شیکاگو در مورد "نواحی طبیعی" را به میان می کشند (به مدخل مکتب شیکاگو نگاه کنید).
"محله نیز مانند هرگونه سکونتگاهی دارای یک منطق طبیعی است که می توان آن را در واژگان فیزیکی توصیف کرد. توصیفات زیر اصول نقشه یک محله آرمانی هستند: 1) محله دارای یک مرکز و یک حاشیه است؛ 2) در یک محله متناسب از نظر اندازه، حاشیه از مرکز یک چهارم مایل فاصله دارد؛ 3) محله دارای اختلاطی متعادل از فعالیت هاست – سکونت، خرید، کار، تحصیل، عبادت و تفریح؛ 4) محله ساختار مکان های ساخت و ساز و ترافیک را بر روی شبکه ای خوب از خیابان های متقاطع به دست می دهد؛ 5) محله به فضاهای عمومی و مکانی متناسب برای ساخت و سازهای شهری برتری می دهد." (لوگیتس و استوت، 2003: 208)
بخش دوم
تاریخ
یکی از اجزاء اصلی در محتوی فرهنگ بومی ( یا در هر فرهنگی ) تاریخ است که
به صورت خاطرات ته نشست های متنوع در ذهن افراد آن فرهنگ جای دارد . افراد
بنا به اهمیت تاریخ شان می توانند گذشته پرافتخار را برای خود ترسیم کنند.
بخش دوم
تاریخ
یکی از اجزاء اصلی در محتوی فرهنگ بومی ( یا در هر فرهنگی ) تاریخ است که
به صورت خاطرات ته نشست های متنوع در ذهن افراد آن فرهنگ جای دارد . افراد
بنا به اهمیت تاریخ شان می توانند گذشته پرافتخار را برای خود ترسیم
کنند.تاریخ چه پرافتخار باشد یا خیر به هر حال سندیت فرهنگی است . گفته می
شود یکی از مهره های هویت ساز ، شناخت افراد از تاریخ خود است . فرهنگ در
تاریخ تجلی می یابد . ملت های بدون تاریخ ساخت و ساز هویتی مناسبی ندارند
غیر از اینکه بتوانند اجزاء هویت ساز برای خود خلق کنند.
استان مازندران ، دارای تاریخ کهن است و فراز و نشیب ها و اتفاقات متعدد و گوناگونی در آن رخ داده است .
استان مازندران در گذشته طبرستان و در کتابهای پیشین تپورستان خوانده
میشد و آن بدلیل اقامت استراپو ( تاپوران ) در کوه های مازندران بود و
بعدها نام تپورستان به طبرستان تبدیل شد .
مازندران کنونی بخش کوچکی از سرزمین گسترده تری است که جغرافیا نویسان
دوران های گذشته از آن به دوران هخامنشی باز می گردد. این نام در کتیبه
بیستون به صورت ( پتشواریش ) آمده است .
عده ای معتقدند که مازندران شهرت خود را مدیون ( فردوسی ) است کهن ترین
جائی که این واژه ( مازندران ) در آن بکار رفته است ( شاهنامه فردوسی ) است
.
بسیاری از حادثه های افسانه ای شاهنامه در مازندران روی داده که مهمترین و
بلندترین آنها ( هفت خوان رستم ) می باشد . رستم برای یافتن و رهانیدن
کیکاووس پادشاه ایرانیان که در بند دیوان ( دیوهای ) مازندران بود . از
زابلستان به مازندران صفر کرد و پس از هفت کار پهلوانی نمایان ( مانند کشتن
اژدها ، گرفتار کردن یک پهلوان محلی اولادنام ، کشتن ارژنگ دیو ، و
بازماندگان سپاه ایران را آزاد گردانید .
برای سرزمینی که نشانه ها و آثار بازمانده در آن ، قدمت حضور انسان را تا
حدود ( سی و پنج هزار سال پیش یا هفتاد و پنج هزار سال ) در پیش دارد .
تعیین حدود دقیق و حتی نام ثابت آن دشوار می باشد .
هفتادو پنج هزار سال پیش از میلاد در نواحی بهشهر کنونی ساکنینی بوده اند و
برای زیستن ، ادوات و ابزاری می ساختند . از غارهای ( علی تپه ) و (
کمربند ) نزدیک بهشهر کنونی و غار ( هوتو ) نزدیکی ( تریجان ) و غار ( رستم
قلعه ) و نیز غار ( کلره ) نزدیک رستم قلعه تحقیقات باستان شناسی مربوط به
دوران پیش از تاریخ انجام شد . و از این غارها ، ابزار و آلات شکار – چکش
سنگی ، تبر دستی و ابزارهای دیگری بدست آمد که با اندکی صیقل از ناهنجاری
های آن کاسته بودند . ظروف سفالین که یافتند ناشناخته می باشد و در آزمایشی
که به روش کربن 14 از جمجمه ی یک دختر 12 ساله به عمل آمد ، آشکار شد که
در آن دوره انسان ( نئاندرتال ) می زیست .
زندگی این نوع انسان با توجه به ابزار شکاری که پیدا شد ، بی تردید با شکار
می گذشت و نمونه های استخوان های یافت شده نشان می دهد که نوع شکار ، شکار
آهو ، بزکوهی ، و گوسفند بوده است . همه این آثار ، تحول و تکامل انسان
های اولیه را در طبرستان ، از دوران های بسیار دور ، یعنی از دوره یخبندان
نشان می دهد و وجود فرهنگ روبه رشدی را می رساند.
جمعیت تاریخی یک سرزمین نقش مهمی در تحولات تاریخی آن ایفاء کرده
است. در گذشته در شرایط پایین بودن تکنولوژی، عددجمعیت به عنوان نیروی کار
تولیدی و در نتیجه حجم و اندازه ی تولید و نهایتاً مازاد اقتصادی و همچنین
اندازه ی نیروی نظامی و غیره اهمیتی به مراتب مهم تر از امروز داشته است.
به ویژه این عامل در تاریخ گیلان بسیار پر اهمیت بود . زیرا می دانیم آباد
کردن جنگل های انبوه بارانی در جلگه ی گیلان وکشت برنج نیاز به نیروی کار
فراوان داشت و بدون وجود نیروی کار فراوان امکان کشت این محصول به دشواری
ممکن می شد. اندازه ی جمعیتِ بیشتر در یک سرزمین همچنین می توانست به عنوان
یک متغیر مستقل مولفه ی مهمی در تحولات ساختاری اجتماعات موجود باشد و با
تولید حجم مازاد زیاد تر ، مولفه ای برای تشکیلات پیچیده تر و ایجاد خان
سالاری ها و تشکیلات نیز دولت موثر بوده باشد.
در باره ی جمعیت تاریخی گیلان تاکنون هیچ مطالعه ای(به جز
بررسی کوتاهی که نگارنده در کتاب « تاریخ تحولات اجتماعی و اقتصادی گیلان،
نگاهی نو» انجام داده) در دست نیست. از این رو در بررسی حاضر کوشش
شده است تا به این پرسش پاسخ گفته شود که جمعیت در تاریخ قدیم گیلان در دو
مقطع تاریخی که هیچ آماری از جمعیت در دست نیست چه تعداد بوده و چگونه در
سطح این سرزمین کوچک توزیع جغرافیایی یافته بود؟ اما پیش از آن لازم است
اهمیت شناخت جمعیت تاریخی در پژوهش های تاریخی مورد بحث فشرده باشد.
در تقویم زرتشتی هر ماه دقیقا دارای سی روز است و به کلی مـاه 31 روزه وجود ندارد. پس روزهای 31فروردین و 31 اردیبهشت و 31 خرداد و ...وجود ندارد,بنابراین جشن تیرگان که سیزدهم تیر به تقویم زرتشتی است به علت وجود 31 فروردین و 31 اردیبهشت و 31 خرداد برابر با 10تیر به تقویم امروزی می شود و یا جشن خردادگان که 6 خرداد به تقویم زرتشتی است برابر با چهارم خرداد به تقویم جدید می شود زیرا 31 فروردین و 31 اردیبهشت از آن کم می شود.بنابراین کلا چیزی به نام هفته وجـود ندارد. وجود هفته که در تقـویم عربی یا قمـری هست پس از حمـله اعـراب و هـجوم فرهـنگی آنـان وارد تقـویـم ایرانیـان شد. در تقـویـم زرتشتی هرماه دقیقـا سی روز و هـر روز نیز نام ویـژه خود را دارد و آدمی بـا شنیدن نام هر روز خود به خود می فهمـدکه روز چندم ماه نیز است. اکنون نام این سی روز و معنی آن را برایتان می گویم.بـه ویژه هم میهنان مسلمانی که به فـرهنگ نیاکان خویش علاقـمـندند خوب است یاد بگیرند چون این از ابتدایی ترین موضوعاتی است یک زرتـشتی می داند و چیز سختی هم نـیست.حال به ذکر روزهـــای ماه ومعانی تک تک آنان می پردازم؛
1-نخستین روز هر ماه اورمزد یا هرمز نام دارد به معنی اهورامزدا؛چون هر کار و هر چیزی را باید با نام خداوند آغاز کرد بنابراین زرتـشتیان نخـستین روز ماه را با نـام خداوند آغاز می کنند؛
2-دومین روز ماه بهمن یا وهومن نام دارد به معنی منش نیک و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
3-سومین روز ماه اردیبهشت است به معنی بهترین راستی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
4-چهارمین روز ماه شهریور است به معنی بهترین شهریاری یا مدینه فاضله و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
5-پنجمین روز ماه سپندارمذ یا اسفند نام دارد به معنی فروتنی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
6-ششمین روز ماه خرداد نام دارد به معنی تندرستی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است؛
7-هفتمین روز ماه امرداد نام دارد به معنی بی مرگی و جاودانگی که نام آخرین امشاسپند نیز می باشد.در باره این واژه توجه کنید کـه بیشتر به غلط مرداد تلفظ می شود که نـادرست است و باید امرداد خوانده شود؛
8-هشتمین روز ماه دی به آذر است به معنی آفریدگار؛
9-نهمین روز آذر است به معنی آتش.
10-دهمین روز آبان نام دارد به معنی آب,به طور کلی مظاهر طبیعی سودمند نزد ایرانیان بسیار ارجمند است بنابراین برخی روزهای ماه به نام مظاهر طبیعی نهاده شده است؛
ادبیات هر مرز و بوم ، نماد ساختارهای فکری ، فرهنگی و اجتماعی آن سرزمین به شمار می رود که در آن سنت ها ، آداب حاکم در جامعه ، ارزش ها و ضد ارزش ها ، خواه به شکل معاصر و خواه به شکل کهن خود رنگ می گیرد .
در فرهنگ هایی که مهمترین رسانه اندیشه هم از نظر مخاطبان و هم از نظر اندیشه گران، ادبیات می باشد، آثار ادبی بیش از هر چیزی محمل فرهنگ و اندیشه آن جامعه است. در حوزه فرهنگی ایران، ادبیات فارسی مهمترین بازنمای فرهنگ ایرانی است. در ادب فارسی بزرگانی هستند که در ذهن هر ایرانی می توان نشانی از انها یافت. کسانی مثل فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ از مهمترین شخصیت های ادبیات ایرانی هستند که هر ایرانی، حتی عموم بیسوادان نیز آنها را می شناسند، اهمیت این شعرا به حدی است که اسلامی ندوشن (1380) آنها را "چهار سخنگوی وجدان ایرانی" نامیده است.
حافظ شیرازی یکی از بزرگان ادب فارسی در سبک عراقی به شمار می رود که که نقش و تاثیر او در فرهنگ و ادب فارسی کم نظیر است . چنان چه اسلامی ندوشن ( 1380 ) ، وی را " ضمیر نا آگاه ایرانی " می داند و معتقد است که فشرده ی کل تاریخ ایران در دیوان حافظ انعکاس یافته است. " به راستی کیست این مرد عجیب که با این همه ، حتا در خانه ی قشری ترین مردم این دیار نیز کتاب اش را با قرآن و مثنوی در یک تاقچه می نهند ، دست آلوده به سوی اش نمی برند و چون برگرفتند هم چون کتاب آسمانی می بوسند و به پیشانی می گذارند ، سروش غیبش می دانند و سرنوشت اعمال وافعال خود را با اعتماد تمام به او می سپارند؟ " ( شاملو ، مقدمه ی حافظ شیراز ) باوجود اهمیتی که این بزرگان در فرهنگ ایرانی دارند، هنوز بسیاری از وجوه آنها به ویژه وجوه فرهنگی آنها ناشناخته است. هرچند ادبیات سنتی به طور گسترده ای از منظر ادبی به آنها پرداخته است،اما وجوه فرهنگی و بعد فرهنگی آنها همچنان در حاشیه مطالعاتی بوده است. این مساله وقتی که موضوع حساسی مطرح می شود همچنان مبهمتر است. اهمیت این سخنگویان وجدان ایرانی به حدی است آنها عملا به نوعی تابوی فرهنگی هم تبدیل شده اند. به همین دلیل به این سادگی نمی توان هر بحثی را در مورد آنها مطرح کرد. این مساله بیش از همه در موضوعاتی دیده می شود که بنیان های فرهنگی مردم این سخنگویان را زیر سوال ببرد. به این نکته هم باید توجه کرد که با توجه به اهمیت و مرکزیت فرهنگی این شعرا، مردم هر دوره زمانی، با توجه به شرایط تاریخی و فرهنگی آن ، آنها را برای خود درک و تفسیر کرده اند. به همین دلیل حساسیت های زمانه هم یکی از عوامل بیشتر شدن این وجه تابویی است. یکی از مسائل بحث انگیز در این حوزه که چالش های بسیاری را داشته و عموم صاحب نظران در مورد این شعرا به نوبه خود به آنها پرداخته اند، مساله عرفان و عشق مذکر در اندیشه و عمل این شعراست. عشق مذکر تابویی است که طرح آن در مورد این شعرا، برای ذهن ایرانی امروز قابل پذیرش نیست. به همین دلیل هم به نوعی می توان گفت این مساله همچنان تمام ناشده بوده و خواهد بود. در این مقاله به مساله عرفان و عشق مذکر در حافظ خواهیم پرداخت. بنا براین در وهله اول از روش فراتحلیل استفاده خواهیم کرد. به این صورت که نظرات صاحب نظران را خواهیم آورد، تا بتوان توصیف و تحلیلی از نظرات موجود داشت و سپس با ارجاع به متن دیوان حافظ و با ارائه دلالت های درون متنی در دیوان حافظ در باب عشق مذکر به این موضوع خواهیم پرداخت. اما مساله اصلی در این است که برای فهم مساله باید موضوع را در متن تاریخی خاص خودش قرار داد، زیرا همانطور که گفته شد شرایط امروزی خودش نوعی حائل و مانع فهم موضوع است، بویژه در مورد حافظ که یکی از تابوهای مرکزی فرهنگ ایرانی است.
پنج نفر،سفید پوش،دف به دست ،عمامه به سر،لنگ بر دوش، شوخ طبع ،ساده ولی دوست داشتنی، اما ذوب شده در عرفان، با اعتقادی راسخ و علاقه ای وافر،محاسنی سفید و میانگین سنی 65 سال، آخرین راویان یک سنت دیرینه ،با خواندن و نواختن و با اجرای حرکات موزون در مقابل دیدگان، همه را به حیرت و اندکی بعد تحسین وا می دارند.
اینها همه مشخصات ظاهری تنها نسل باقی مانده از گروه پیرپتر در بلوچستان است ،آیینی که علاوه بر اجرای مراسم مذهبی طریقت قادری بلوچستان، بر اساس اعتقاد بومیان منطقه ،با موسیقی بیماران جن زده را درمان می کند و اجنه و ارواح خبیثه را از تن و روح و روان بیمار می زداید.
همچنین اگر ماه مبارک در زمستانها واقع میشد، با ذخیرهسازی مواد غذایی، مردم خود به خوبی آن را مدیریت میکردند.
با توجه به اینکه در گذشته و در فصول گرم سال مردم کمتر از گوشت- بهخصوص قرمز- استفاده میکردند و گوشت مرغ نیز چندان مورد اقبال مردم قرار نمیگرفت، لبنیات، میوهها، سبزیها، عصارهها و شربتآلات به فراوانی به مصرف میرسیدند.
در کنار آنها، حبوبات نیز از جمله مواد غذاییای بودند که به سر سفره روزهداران راه مییافتند و از آنجا که گوشت و حبوبات، باعث عطش میشدند، استفاده از این نعمالهی، کمتر صورت میگرفت و با مصرف زیاد سبزی و میوه، این امر تسهیل میشد.
چند روز مانده به ماه مبارک رمضان، بسیاری از کسبه، تکهسنگی را در کف ترازو در کفهای که سنگ ترازو را قرار میدادند، میگذاردند تا «مسئولذمه» نشوند و جنس را اصطلاحا «سرک کشیده» و چربتر برای مشتری محاسبه میکردند.
بسیاری نیز با ارزانکردن جنس خود، طلب آمرزش برای خود و نزدیکان و والدینشان از مردم داشتند و چه بسا این مهم را فرصتی میدانستند برای حلالیت طلبیدن.