عشق

عشق 

چه کلمه ی پرمحتوایی 

همه جا صحبت از عشق است و دوست داشتن . هر کتابی ، هر پیامکی و هر انسانی  در هر نفسی که می کشد عشق را زمزمه می کند.

عشق چیست ؟ کجا معنا پیدا می کند ؟ حد ومرزش کجاست و اصلا حد و مرز دارد ؟

رابطه بین دو جنس مخالف ؟ دوست داشتن بی حد و حصر ؟ مال هم بودن ؟ بی نیازی یا ... ؟

عشق ما نثار چه کسی می شود ؟ 


ادامه نوشته

داستان های من و بچم!

دنبال چی هستیم؟ آهنگ ، فیلم ، عطر ، دختر ، پسر ، گوشی تاچ ، لاک ، لایک ، کفش نایک ، فراری ، قناری ، پول ، ردبول ، شوخی الکی یا عشق آبکی ؟ ها ؟! 

دنیای قشنگو آب برد مارو خواب ، قشنگ برد ! به خدا ! 

باور نمیکنی به خودم و خودت یه نیگا بنداز . نشستیم عین *** به مانیتور خیره شدیم چیو میخونیم ؟! 

اگه میخوای بخونیو بعدش بری سلطان سلیمان نگاه کنی اصلا نخون . 



ادامه نوشته

مقصر کیست ؟

خوابت چپ است ، ذهنت کند است ، عقلت ناقص است ، تجمل پرستی ، غیبت میکنی ، تا خرخره آرایش کرده ای و در یک کلام ضعیفه ای بیش نیستی ! 
تو ای زن !
ادامه نوشته

درد دل

در این مقاله کوتاه خبری از تشریفات رسمی مقاله نویسی نیست.فقط درد دل است و یادآوری ضعف های خودمان به خودمان! 

باورش سخت است اما انسان هایی در آفریقا زندگی میکنند که حتی اگر پسمانده های غذایمان را هم بهشان بدهیم از آن با شادی استقبال میکنند.آنوقت ما اینجا نشستیم و به معنای واقعی ککمان هم نمیگزد حتی اگر بدانیم یک میلیارد انسان گرسنه در جهان وجود دارد! انسان !

ادامه نوشته

موزه مردم شناسی گنجینه بابل

این ساختمان که در مرکز شهر قرار داره سابقا شهرداری بوده و از حدود 20 سال قبل به سازمان میراث فرهنگی اهدا شده و این سازمان هم اون رو به موزه تبدیل کرده.

ادامه نوشته

شب یلدا

این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد.نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند.

ادامه نوشته

پرتاب از نوع متلکی !

ببخشید خانوم ساعت هست خدمتتون؟! آی خانوم ... ،  پیس پیس ، میو میو و احتمالا تعدادی اصوات نامفهموم و کلمات بی تربیتی که در اینجا از گفتنشان معذوریم عباراتی هستند که برای متلک گفتن یا به عبارت دقیقتر جلب توجه به کار می روند !

فکر نمیکنم دیگر کسی از بانوان مانده باشد که به او به نوعی متلک نگفته باشند و البته به این علت که در جامعه مشکلات اجتماعی عجبی و غریبی داریم آقایان هم از این پدیده پرتاب متلک در امان نیستند ! اگر باور نمیکنید یک پسر بخت برگشته را بفرستید از کنار یک موسسه آموزشی دخترانه رد شود آنوقت می بینید که دنیا برعکس شده است و شما با چشمان خود مشاهده خواهید کرد که دختران هم به پسران متلک می گویند.

حالا بحث را کمی تخصصی تر کنیم

اما از نظر من بهترین دلیل متلک پرانی را روان شناسان دارند به این صورت که معتقدند اینگونه رفتارها را باید در فرهنگ ریشه یابی کرد و استدلال میکنند که از گذشته دور در جامعه ما یکنوع مردسالاری حاکم بوده و زن در تصمیم گیری ها نقش کمتری را نسبت به مرد ایفا میکرده.اما این فرهنگ با گذشت سال ها هنوز در برخی خانواده ها ریشه دارد به گونه ای که فرزند پسر اهمیت بیشتری از فرزند دختر دارد.در چنین خانواده هایی اگر پسر خلافی انجام دهد خانواده نسبت به او حساسیت زیادی نشان نمیدهند اما اگر دختر خانواده خلافی انجام دهد هرچند کوچک حساسیت زیادی را برمی انگیزد.و این فرهنگ نابه جا باعث شده که آقایان در جامعه احساس آزادی بیشتری کرده و به خود اجازه میدهند که متلک پرانی کنند.

بیشتر این مشکلات به فرهنگ عامه جامعه برمیگردد که در کنار ان ضعف قوانین و یا عدم برخورد قانونی با این افراد باعث تشدید اینگونه رفتارها در جامعه میشود.

یکی از مهمترین تبعات اینکار عدم احساس امنیت,اضطراب,استرس,ترس خانم ها در سطح جامعه است.اما متاسفانه وقتی ضریب احساس امنیت کمتر شد کمتر خانمی نیز به دلیل برخوردهای غیر اخلاقی به دلیل اضطراب و استرسی که دارد به مراجع قانونی مراجعه میکند و برای حفظ ابروی خود از حق قانونی اش که شکایت از فرد مزاحم است منصرف شده و تنها اضطراب و استرس است که دامنگیر وی میشود که در مواردی این فشار روحی به خانواده و بچه ها نیز منتقل میشود((نتایج یک تحقیق دانشگاهی در دانشگاه تهران مشخص کرد که 62% زنان تهرانی در مقابل متلک سکوت میکنند)) بنابراین برای رفع این مشکل علاوه بر ضرورت فرهنگ سازی ,قانون هم نباید اجازه اینگونه رفتارها را در جامعه بدهد.رسانه ها در این بین میتوانند نقش مهمی را ایفا کنند و شرایط جامعه را به گونه ای ایجاد کنند که یک خانم بتواند از حق خودش دفاع کند و در برخورد با اینگونه موارد مراجع قانونی را بهترین پناهگاه برای خودش بداند. همچنین نوع شغل,موقعیت اجتماعی,مکان زندگی,سطح سواد,سرخوردگی اجتماعی,خلاء های عاطفی در بروز یا عدم بروز اینگونه رفتارها موثر هستند به همین علت است که خانواده ها باید کاری کنند که فرزندشان احساس خلاء عاطفی و کمبود محبت نکند.

به گفته روانشناسان این نوع رفتار یک بیماری تلقی نمیشود چون فرد در بسیاری از امور خویش کنترل دارد و بنابراین این رفتارها نوعی عادت زشت است که راه های درمان نیز دارد.

حالا خیلی دوست دارم نظر دوستان عزیز رو درباره این مشکل و معضل اجتماعی بدونم.

 

لهجه دارم؟!(اندر احوالات مدگرایی)

 

گفته های بین یک مادر و پسر

مادر:خاک به سرم عزیزم برق گرفتت؟؟چرا موهات سیخ شده؟

پسر:نه مامی مثل اینکه خیلی از مد عقبی ها ، چسب زدم خوشکل شه

مادر:چسب؟مگه میشه؟ نواری یا مایع؟

پسر:هیچی بابا بیخیخی!        و این داستان سر دراز دارد....

احتمالا از آن نوع  گفتگوهایی است که در بین فرزندان و خانواده هایشان رواج پیدا کرده و احتمالا قضیه مورد بحث ما باعث و بانی آن است.

خوب اصلا این مد چیست؟ " آنطور که اساتید جامعه شناسی می گویند شیوه رفتاری است که تنها به طور دوره ای به وجود می آید و در معرض تغییر  قرار دارد." یا بطور کلی الگوهایی هستند که یا درداخل جامعه یا از بیرون جامعه به صورت نامحسوس وارد می شوند.یعنی همین لباس های درب و داغان و مدل موهای عجیب غریب با اسامی عجیبتر از قبیل ماهواره ای ، اتمسفری ، آناناسی ، تاج خروسی و احیانا مرغی و حتی کچلی که هرروز بر سر جوانان برومند ما خودنمایی میکند خودش نوعی از مد است.البته فکر نکنید که مد محصور به لباس و مدل مو است.نخیر، بلکه می تواند هرچیزی را که در دور و اطرافمان می بینیم در بر بگیرد مانند موسیقی ، فیلم ، لوازم خانه و... حتی طرز صحبت کردن هم می تواند تحت تاثیر مد قرار بگیرد.به عنوان مثال اگر بجای کلمه مادر (مامی ) ، پدر (ددی) ، عسل(هانی )،باشه (اوکی) ، منتفی (کنسل)و ... استفاده کردید بخاطر این مد مادر مرده است.تجربه نشان داده که هرچه میزان استفاده از کلمات انگلیسی در مکالمه های فارسی خودمانی و غیرخودمانی بیشتر باشد به همان نسبت شما فرد باکلاس تری شناخته خواهید شد ، اما احیانا اگر در کسب محبوبیت به این روش مشکل داشتید باید بگویم شما دارای یک (به نظر برخی ها) عارضه زبانی به اسم لهجه هستید.

 لهجه همان چیزی است که عمده قومیت ها به داشتن آن افتخار می کنند واز آن محافظت میکنند اما نمی دانم که چه بلایی به سرمان آمده که در میان ما شمالی ها مخصوصا خانم های محترم داشتن لهجه و یا حتی صحبت به زبان مادری عار محسوب می شود و این وضع روز به روز بدتر شده به صورتی که اگر خدایی نکرده در کلاس کلمه ای به زبان مادری از دهانتان در برود دیگر حسابتان با کرام الکاتبین است ! (در شمال قانون نانوشته ای وجود دارد که می گوید حتی المجبور! از لهجه تهرانی استفاده نمایید).حتی عمده این طیف وسیع جراحی های پلاستیک و زیبایی موجود هم به علت پیروی از این پدیده است.جدای از این موارد در مد ممکن است عناصر فرهنگی به مرور زمان تغییر کرده یا حتی برعکس شوند به عنوان مثال اگر 10 سال قبل شلوار پاره می پوشیدید بی شک مردم فکر میکردند که شما تمکن مالی کافی برای خرید لباس مناسب را ندارید اما حالا اگر شلوار پاره بپوشید بی شک ایندفعه شما آدم مد روزی هستید!

مدگرایی به علل مختلفی به وجود آمده اما علت اصلی به وجود آمدن این موج غیرقابل کنترل مدگرایی به نظر من میتواند برخورد بین دو قطب فرهنگ سنتی و مدرنیته باشد که چون بعضی ها  نتوانستند بین این دو تعادلی به وجود بیاورند گرفتار بعضی معضلات شده اند که مدگرایی یکی آنهاست.برای درمان مدگرایی افراطی راه حل های متفاوتی وجود دارد.اما مهمترین راه حل برای رفع این مشکل ترویج الگو و مد قابل قبول مردم ،عرف ، دین و هنجار به وسیله رسانه ها است که تا به حال مشاهده نشده بصورت جدی به صورت فرهنگی با این پدیده برخورد شود و این مسئله همکاری متقابل بین مردم و مسئولین را طلب میکند.

(آرمان قنبری)

پاشنه ام آرزوست

 

اصلا تاحالا فکر کرده بودید که فلسفه این کفش پاشنه بلند چیست؟ من که نکرده بودم ، شما را نمی دانم !

این عکس زیبا را ببینید.

مدل های جدید کفش پاشنه بلند زنانه


یک وقت اشتباه نکنید.اینها فقط کفش نیستند و صرفا برای پوشیدن بکار نمی روند بلکه می شود از آنها در راستای بلندتر شدن تضمینی قد (حداقل 5 و حداکثر شاید 20 سانت)، ایجاد کردن صدای آهنگین و موزون تک تک یا حتی می توان برای سوراخ کردن جمجمه افراد متخاصم استفاده کرد.

یا می توانند اسباب  خنده و شادی مردم را فراهم کنند.می پرسید چگونه؟ مگر نمی بینید در خیابان چگونه بانوان ما یکی در میان پاشنه کفششان در می رود، نقش بر زمین می شوند و مردم تا دلشان می خواهد می خندند؟

در یکی از همین سایت ها خواندم که زنانی که کفش پاشنه بلند می پوشند 67 % بیشتر از کسانی که کفش اسپرت می پوشند دچار کمردرد می شوند یا اینکه در جای دیگر گفته بودند که این دسته از بانوان محترم بیشتر در معرض ابتلا به بیماری هایی مثل شیزوفرنی(احتمالا نوعی اختلال بعد از خوردن فرنی است) یا میخک پا هستند.

 چه حرفایی می زنند این دانشمندان ، احتمالا شما هم با ما هم عقیده هستید که آنها مسلما اشتباه می کنند

حالا اینهمه اندر فواید زیستی این کفش ها گفتیم ، حیف است در مورد فواید اجتماعی آن چیزی نگوییم !

چند دقیقه قبل مقاله ای در همین مورد کفش پاشنه بلند خواندم ، بیشتر از خود مقاله یکی از این نظرات توجهم را جلب کرد.

شما هم بخوانید چون به زعم من نویسنده نکات آموزنده ای را در آن توصیه نموده است

"سلام چنددلیله محکم هست که ما نمیتونیم ازش بگذریم ۱-بلندی قد ۲-جلب توجه ۳-مهمترین خداوند فرموده است که انسانها همواره باید زیبا باشند و انسان از زیباترین مخلوقات است و زنها به دلیل ظرافت بسیار زیبایی بیشتری نسبت به مردها دارند… و کفش پاشنه بلند یکی از چیزهایی است که بر زیبایی زن می افزاید"

عجب؟ آنقدر دلایل جالب و محکم بود مخصوصا در گزینه های دو و سه که من ترجیح می دهم فقط ازین دوست گرامی درخواست کنم که اگر ملاک زیبایی بر این روال شده است به آقایان هم توصیه کنند که ازین پس بجای کت شلوار ، کت دامن بپوشند ! چه اشکال دارد؟

اصلا مگر ایرادی دارد که ما این ملاک های اصلی زیبایی را به بچه های خود آموزش بدهیم و مستقیم یا غیرمستقیم بگوییم که فرزندم ، هرچه پاشنه کفشت بلندتر باشد محبوبیتت هم به همان نسبت بالا می رود .

احتمالا همین آموزش ها و توقعات ما دختربچه های امروزی را قانع می کند که کفش های مادرشان را بپوشند ، جلوی آینه رژه بروند و ما حسابی کیف کنیم که دست مریزاد ، چقدر خوب توانسته ایم کودکمان را با یکی از سودمندترین یا به قول خودمان  باکلاس ترین ابزار عرف جامعه امروز همانند وسایل سودمندتری از قبیل  لوازم آرایشی ، لباس های مد روز ، فیس بوک و... آشنا کنیم.عیبی ندارد که هیچ ،خیلی هم خوب است.

(آرمان قنبری )

بخوانیم ماهواره بگوییم بمب

اشتباه نکنید ! منظورم آن ماهواره هایی نیست که در فضا در حال گردش به دور خود و زمینند بلکه منظورم آن نوع ماهواره ایست که الان در پشت بام خانه های ما و شما سر بشقابش به سمت آسمان است و غذای امروزه ذهن ما را حاضر و آماده در اختیارمان

می گذارد و لحظه ای از پخش برنامه های مختلف غافل نمی شود.ای کاش فقط کارش پخش برنامه بود.برنامه که پخش میکند هیچ مغزمان را هم شستشو می دهد.حتی بدون اینکه خودمان متوجه شویم افکار و اعتقاداتمان و درکل بینش مارا تغییر می دهد.خوب این سوال به وجود می آید که برای چه؟

یا اصلا عمدی در کار نیست و همه این تحمیل عقاید هایی که از طرف ماهواره صورت میگیرد در پی پدیده ای به اسم جهانی شدن است که قدرت های بزرگ جهانی روی آن کنترل ندارند(البته به گفته خودشان) یا اینکه این روند کنترل شده ای است که از طرف همان قدرت های جهانی  برای رسیدن به هدفی خاص مانند تهاجم فرهنگی به کشوری مورد استفاده قرار میگیرد.

من به شخصه فکر میکنم حالت دوم در مورد جامعه ما صدق میکند.هدفشان هم که واضح است ، از بین بردن مقاومتی که مردم این کشور در طول این سه دهه در مقابل ابرقدرت های متخاصم دنیا انجام دادند.کاری که حتی با هشت سال جنگ تحمیلی نتوانسته بودند انجام دهند را ماهواره  به سادگی هرچه تمامتر انجام می دهد « به قول آقای ویل دورانت هیچ تمدنی از بیرون مغلوب نخواهد شد مگر آنکه از درون نابود شده باشد»

درجنگ دشمن می خواست به خاک ما نفوذ کند اما حالا ماهواره به ذهن مردم نفوذ کرده ، دشمن میخواست جامعه را به سمت تباهی و فساد بکشاند حالا ماهواره به راحتی قبح س ک س و روابط نامشروع را از بین می برد و دشمن می خواست که برای رسیدن به خواسته هایش با زور وارد عمل بشود اما ماهواره خود را در آغوش مردم جا کرده است.(کدام بمب و موشک و تسلیحات چنین قابلیتی دارد؟)باور ندارید؟ پس لطفا به این سوالم جواب بدهید

وقتی برای اولین بار صحنه های ابرازعشق بین بازیگران در سریال های پوچ و مضحک ماهواره را دیدید(مخصوصا کنار خانواده) احساس خجالت نکردید؟حالا هم اگر دوباره همان اتفاق تکرار شود احساس خجالت و شرم میکنید؟ شک دارم !

یکی از انواع مختلف برنامه هایی که از این رسانه پخش می شود سریال هایی است که به طرز عجیبی در یک زمان شروع به پخش شدن از چندین شبکه متفاوت کردند و جالب اینجاست که همه این شبکه ها هم سریال های خود را با دوبله فارسی پخش می کردند و می کنند.از این سریال ها می شود به عنوان یکی از مخربترین ابزار فرهنگی و نمود واضح تهاجم فرهنگی به یک ملت نام برد.فرد گرایی ،روابط نامشروع ، مادی گرایی ، سکولاریسم ، و از همه مهمتر بی بندوباری،چند مورد از دهها موردی هستند که به طور مداوم از طرف این سریال ها به بیننده انتقال داده می شوند.دوست عزیزی که این مطلب را میخوانید و در خانه خود ماهواره دارید ، اصلا از خود سوال کردید که چرا حتی در اسم سریال های پخش شده از این شبکه ها به طور مداوم از کلمه عشق استفاده می شود!؟ یا اینکه بودجه این شبکه ها از کجا تامین میگردد؟ احتمالا فکر نمیکنید که چون دلشان به حال ما سوخته نشسته اند آنطرف آبها و برای ما سریال پخش میکنند !

از بدی های ماهواره به قدری که لازم باشد گفتیم . از مزایایش چیزی بجز برخی برنامه های علمی و مستندی که از شبکه های متفاوتی پخش می شود سراغ ندارم و همچنین از مقصر اصلی این مسئله که صدا و سیمای خودمان باشد نگذریم که در پخش برنامه های تکراری و بی تنوع لنگه ندارد.اینطور که به نظر می رسد همچنان هم به این روال خودش ادامه خواهد داد تا روز به روز از تعداد تماشاگران تلویزیون ملی کم شده و به سمت ماهواره بروند.اما یادآوری میکنم رفتن به سمت ماهواره یعنی رفتن از بد به بدتر.از قضا راه مبارزه با ماهواره را هم درست انجام نمی دهیم، با زور گرفتن ماهواره از کسی که به آن وابسته شده هیچ فایده ای نداره. جز با فرهنگ سازی درست و برنامه ریزی دراز مدت این مشکل برطرف نخواهد شد.

 (عذرخواهی میکنم اگه طولانی شد)

                               

   (آرمان قنبری)

فیسبوک؟!

فیسبوک!کلمه ای که احیانا حتی به گوش انسان هایی  که در دورترین و بی تمدن ترین مناطق زمین زندگی میکنند خورده است.انسان هایی که شاید حتی نمی دانند اینترنت چیست ! اینجا در ایران هم که مردمان این عصرش ید طولایی در استفاده از ابزارها و فرهنگ هایی  دارند که طبق معمول بستر استفاده از آن وجود ندارد کاملا شناخته شده است. از قرار معلوم این پدیده نو ظهور طرفداران بسیار زیادی هم دارد.طبق آمار ارائه شده حدود 900 میلیون نفر در جهان عضو فیسبوک هستند که نصف آنها به طور روزانه به فیسبوک سر میزنند.احتمالا شما هم که همین الان دارید این مطلب را میخوانید یکی از اعضای فیسبوک هستید.پس با این اوصاف به نظر می رسد که دیگر از شکل و شمایل یک نرم افزار رایانه ای ساده که وظیفه اش انجام دادن چند کار ساده است در آمده و به بخشی از هویت جامعه تبدیل شده و نه فقط در اینجا که در کل جهان همین وضعیت وجود دارد.از نظر بنده فیسبوک در کنار ماهواره عمل کرده و مکمل آن شده  در راستای تسریع فروپاشی فرهنگی جامعه ایران.جامعه ای که سالهاست ماهواره در حال تحمیل کردن افکار آنطرفی ها به اینطرفی هاست! و الحق هم که کار خود را در غیاب صدا و سیمای ضعیف ما به نحو احسن انجام داده و حالا هم فیسبوک به آن اضافه شده که این روند کامل شود.البته این قاعده برای همه کشورها یکسان نیست و در کشورهای دیگر متفاوت است.چه بسا فیسبوک و امثالهم در کشوری موجب پیشرفت شوند.اما فکر میکنم در کشور ما عکس این عمل میکند.

فردی که از صبح زود تا نیمه های شب به پای فیسبوک نشسته و هر دقیقه چک میکند که چه اتفاقات جدیدی در صفحه اش افتاده چه فرصتی دارد که برای خودش و جامعه اش فعالیت مفید کند؟آیا اصلا می تواند 24 ساعت به فیس بوک سر نزند؟ طبق آمار 80 درصد کاربران به این سوال پاسخ منفی می دهند.غافل ازینکه فیسبوک یک نرم افزار است که باید تحت کنترل ما باشد نه اینکه برعکس مارا کنترل کند.از طرفی هرکس سعی دارد خودش را به بهترین وجه معرفی کند و همیشه بهترین عکس ها ؛ فیلم ها ؛خاطرات و ... را در فیس بوک به نمایش بگذارد.اگر همه همینگونه عمل کنند این تصور اشتباه بین افراد به وجود نمیاید که همه خوشبختند و مشکلات خودش را بزرگ نمیبیند یا دچار خودکم بینی نمی شنود؟ حسادت چطور؟ترس و اضطراب ؛ افسردگی ؛ سرقت اطلاعات ؛ خیانت های عاطفی ؛ روابط نادرست مجازی هم که از شناخته شده ترین معایبش هستند.از این معایب طبیعی که بگذریم خودش معایب غیرطبیعی هم دارد به عنوان مثال اگر شما عضو این رسانه نباشید از چشم اطرافیان می افتید و در اصطلاح خودمانی بی کلاس تلقی می شوید! البته این رسانه هم مثل هرچیز دیگر مزایایی دارد از جمله پیدا کردن دوستان قدیمی ؛ شناخت فرهنگ کشورها ؛ تسریع اطلاع رسانی ؛ تقویت زبان انگلیسی و ... که من شک دارم در بین ما زیاد از مزایای آن استفاده شود

حالا که این مطلب را خواندید حتما معتقدید که چون در کشور نبود سرگرمی کافی و از طرفی مشکلاتی مثل بیکاری و بالا رفتن سن ازدواج و ... وجود دارد مردم و مخصوصا جوانان به جنبه های منفی فیسبوک ؛ ماهواره و امثال آن روی می آورند.منهم این نظر را قبول دارم اما همه تقصیرات را نمی شود گردن عوامل بیرونی انداخت.بیشترش به خود ما برمیگردد

مطلب آخر

شاید فیسبوک خوبی هایی داشته باشد اما معایبش با توجه به نبود بستر در کشور ما بیشتر آشکار می شود. بنابراین بنده هم از فیسبوک و هم از ماهواره به شدت دوری میکنم.شما چطور؟

(این مقاله کوتاه که نوشتم بیشتر حرف دل بود و روی صحبتش بیشتر با کسانی بود که همانطور در بالا گفتم این رسانه آنها رو کنترل میکند نه برعکس)

(آرمان قنبری)