هالیوود,غرب, آخرالزمان
-
هالیوود٬یک اسم استعاری و نمادین است که برای مدیریت امپراطوری تصویری غرب انتخاب شده٬وگرنه همه میدانیم که یک شرکت توریستی در حومه ی شهر لوس آنجلس آمریکاست.
رویکردهایی را که اخیرا از جانب هالیوود به آخرالزمان شاهد آن هستیم مثل سایر رویکردهایش نیازمند اتاق فکر٬برنامه ریزی و اندیشه قبلی است و مقاصدی کاملا جدی٬پشت آن نهفته است!
سه دوره یا مرحله برای انتقال معلوماتوجود دارد که سومین مرحله٬تصویر است٬که تصویر سینمایی وتلویزیونی جای دو موج قبلی (زبان و مکتوبات) نشسته است.
ما علوم انسانی ها در کتاب تاریخ دوران دبیرستان خواندیم٬ که فرانسیس بیکن در ابتدای رنسانس چنین چیزی گفت: "هدف نهایی علم٬کسب قدرت است" وغرب نیز برای اعمال قدرت ٬بهترین استفاده را از تصویر میکند. امروزه اکثر سینما ها وتلویزیون های بزرگ جهان از امریکا تغذیه میشوند ومهمترین کاری که میکند اینست که مبانی فکری٬ اهداف و ایده های خودش رابه تصویر بکشد.
روانشناسی مدرن بیانگر اینست که : "هر تصویر ٬معادل هزار کلمه ی تاثیر گذار است"
هالیوود٬فیلمی همچون "روز استقلال " را میسازد و چنین پیامی را منتقل میکند که ستاره ای بنام "نوستر آداموس" مقابل مسلمانان می ایستد و یا مثلا بازی کامپیوتری خیلی مشهور "یا مهدی" که نام اصلی آن (جهنم خلیج فارس) است٬ خلیج فارس را مرکز حرکتهای تروریستی نشان میدهد. اگر از دیدگاه روانشناشی بخواهیم این بازی را بررسی کنیم!این بازی ٬افراد یا کودکان را نسبت به نام امام زمان(عج) یا "لفظ یا مهدی" شرطی میکند. ولیکن پیام اصلی آن اینست که خلیج فارس را مرکز حرکتهای تروریستی نشان دهد و حضور نظامیان آمریکایی در خلیج فارس چنین پیامی را توجیه و تایید میکندُ.
در مقابل آن با ساختن فیلمی بنام "ماتریکس " در سال 2000 که از اسم و فروش فوق العاده اش زیاد شنیدیم صهیون را هالیوود٬یک اسم استعاری و نمادین است که برای مدیریت امپراطوری تصویری غرب انتخاب شده٬وگرنه همه میدانیم که یک شرکت توریستی در حومه ی شهر لوس آنجلس آمریکاست.
اما جدای از این ها٬ با توجه مطرح بودن بحث آینده جهان در صحبت های اندیشمندان غربی نظیر: هانتینگتون٬ فرانسیس فوکویاما و.... و مسأله ی آرماگدون یا نبرد آخرالزمان٬ دیدگاه غرب نسبت به آخرالزمان باید خیلی مهم و کارشده تر از چیزی که ما فکر میکنیم باشد.
البته غربی ها قبل از انقلاب اسلامی و فیلم نوستر آداموس هم فعالیت هایی انجام دادند٬ ولیکن بعد از انقلاب اسلامی این مسأله پررنگ تر شد.
آنها متوجه شدند که شیعه همچون یک نرم أفزار قوی عمل میکند که باید به آن ویروس وارد کرد. فوکویاما بعد از اینکه فرضیه ی "پایان تاریخ" را مطرح کرد در کنفراس اورشلیم میگوید: "شیعه همچون پرنده ایست که بالاتر از آن چیزی پرواز میکند که در تیررس ما باشد٬ این پرنده دو بال دارد٬ یکی بال سرخ شهادت و دیگری بال سبز انتظار"
اعتقاد شهادت طلبی شیعه٬از قیلم ابا عبدالله(علیه السلام) نشات میگیرد. تاریخ کربلا برای بار دوم در انقلاب اسلامی تکرار شد.
مایکل براند٬معاونت سابق سازمان جاسوسی آمریکا در خاور میانه٬بعد از اخراج بعلت فساد اقتصادی در کتاب خاطراتی که به چاپ رساند چنین نوشت: " ما به هر منطقه از خاور میانه که وارد شدیم٬و شیعه در آن بود به مشکل برخوردیم" و در ادامه چنین مینویسد: "۹۰۰میلیون دلار خرج کردیم تا حسین علیه السلام را از بین ببریم" حسینی که ۱۴۰۰سال پیش به شهادت رسید.
تاریخ کربلا برای بار دوم در انقلاب اسلامی ایران تکرار شد.
حماسه هایی که حاج همت ٬ چمران٬ آوینی ٬ زین الدین ٬ خرازی و تمام شهدای کوچه و محله مان آفریدند ٬ هیچگاه باور کردنی وتکرار شدنی نیست و این پیروزی تنها معجزه ای بود که نیروی ایمان برایشان به ارمغان آورد.
آمریکا بعد ز اینکه به ضعف خود در جنگ نظامی پی برد تلاش خود را برای زخمی کردن بال دیگر شیعه یعنی انتظار موعود آغاز کرد.
فو کو یاما در این باره چنین میگوید: "اگر این پرنده به تیر رس ما رسد زرهی دارد تحت عنوان ولایت و مرجعیت" و به همین جهت در سال های اخیر در شبکه های ماهواره ای مثل بی بی سی فارسی٬ ووآ٬ سیمای آزادی٬و...از این قبیل شبکه ها٬ تمام تلاش های خود را برای بدبین کردن مردم نسبت به ولایت فقیه به کار گرفتند.
وهمه میدانیم پرنده ای که بالش زخمی و نابود شود٬کم کم پرواز برایش رویایی بودبسی دست نیافتنی خواهد شد!
هـــرگز جز برای رضای خدا کاری مـــکن.