آخه مردم چی می گن؟!
آخه مردم چي مي گن؟!
الگوبرداري از ديگران فقط در
صورتي كه آرامش تان را مختل نكند و فوايد آن نصيب تان شود، مثبت خواهد بود
چند وقتي مي شود پياده يا با
تاكسي و اتوبوس به محل كارش مي رود؛ البته به اشتباه فكر نكنيد او مي خواهد در
مصرف سوخت صرفه جويي كند يا دلش به حال آلودگي هوا سوخته است، نه اصلااز اين خبرها
نيست، او فقط نگران حرف و قضاوت مردم است. دوستان و مهمان هايش را هم بر همين اساس
انتخاب مي كند؛ يعني اگر چند خودروي مدل پايين جلوي خانه اش پارك كنند يا موقع
برگشت مهمان ها ناچار شود براي يكي از آنها از آژانس محل براي مقصدي كه فكر مي كند
در شان خانواده او نيست ماشين بگيرد، به خيالش حتما آبروريزي مي شود.
از دردسرهاي انتخاب مهمان و استفاده از خودروي شخصي
هم كه بگذريم، انتخاب لباس، ميوه و شيريني، گوشت، مرغ، ماهي و نوع چيدمان خانه را
نمي شود ناديده گرفت. اگر شما هم زندگي چنين فردي را ديده باشيد، حتما مي دانيد
چقدر سخت است كه زندگي شخصي تان را با نوع نگاه و نظر مردم تطبيق دهيد و بر اين
اساس دائم تغيير كنيد.
تجمل گرايي يا ترس از رفتن آبرو
شايد فكر كنيد كسي كه دائم به فكر حرف مردم است و
رفتارش را مطابق با نظرات آنها تغيير مي دهد، حتما بايد آدم افاده اي، كمي تا
قسمتي پولدار و به فكر تجملات زندگي باشد، اما اين طرز فكر اشتباه است؛ چراكه آقاي
نعمتي با اين كه از نظر اقتصادي وضع متوسطي دارد و اصلااهل پزدادن و اين جور كارها
و حرف ها نيست، باز هم دائم به حرف مردم فكر مي كند و حتي خريد مايحتاجش را بر آن
اساس تغيير مي دهد.
او مي گويد: اگر براي پذيرايي از مهمانم چند نوع
ميوه نخرم، آبرويم مي رود. البته ميوه ها هم بايد طوري باشد كه خودش داد بزند آنها
را از بازار ميوه و تره بار نخريده ام وگرنه آبرويي كه اين همه سال براي به دست
آوردنش زحمت كشيده ام، يكشبه به باد فنا مي رود.
به اعتقاد اين آقاي هفتاد و هشت ساله، با اين كارها
حداقل مي توان صورت را با سيلي سرخ نگه داشت، اما آيا واقعا لازم است صورتمان را
با سيلي سرخ كنيم و سال ها با چنين دردسري روزگار بگذرانيم؟
شايد خيلي از ما اين سوال را از خودمان بپرسيم؛ اما
آنچه اهميت دارد پاسخ و عمل درست است.
اين عادت، هميشه هم بد نيست
آيا مي شود مثل شخص ديگري رفتار كنيد و اين نحوه
برخوردتان مثبت تلقي شود؟ خيلي ها فكر مي كنند تقليدكردن از ديگران و هماهنگ شدن با
عقايد آنها هميشه موضوعي منفي است، در حالي كه دكتر پروين ناظمي، روان شناس و مدرس
دانشگاه در گفت وگو با «جام جم» نظر ديگري را مطرح مي كند و مي گويد: غريزه پيروي
از ديگران، يكي از مسائلي است كه ميان افراد مختلف يك جامعه هميشه وجود داشته و
دارد. افراد با توجه به اين نوع غريزه براي همرنگي با جماعت و طردنشدن از سوي
جامعه اي كه در آن در حال رشد و زندگي هستند، خودشان را به دست محيط مي سپارند و
عقايد رنگارنگ و گاه متضاد را تا حدي مي پذيرند. وي تاكيد مي كند: نكته بسيار مهم
اين است كه بتوانيم به درستي تشخيص دهيم هماهنگي با افراد جامعه در چه شرايطي و تا
چه حدي مثبت است و چه هنگام اين رفتار منفي مي شود. به اين معنا كه پذيرفتن عقايد
ديگران و عمل كردن براساس آن، گاهي به نفع انسان است و گاهي هم مي تواند مخرب و
مضر باشد.
البته شايد تصور مثبت بودن پذيرفتن نظرات ديگران كمي
دشوار باشد، اما آن طور كه دكتر ناظمي مي گويد ما در زندگي گاهي نياز داريم از
ديگران الگوبرداري كنيم؛ البته الگوهاي صحيح، منطقي، سالم و مثبت كه اگر بتوانيم
در زندگي آنها را پيدا كنيم به رشد، موفقيت و پيشرفت مان كمك مي كند.
حالاكه موضوع روشن تر شد، بهتر متوجه مي شويم و مي
بينيم كه بسياري از ما نيز در انتخاب رشته تحصيلي يا شغل مورد علاقه مان نظر
ديگران را پرسيده ايم و الگويي براي خودمان انتخاب كرده ايم. به عنوان مثال بارها
از زبان دانش آموزي شنيده ايم كه مي گويد خيلي دوست دارم مثل اين معلمم باشم؛ هم در
رشته تخصصي اش مهارت دارد و هم اخلاق و رفتارش خوب است. پس من هم تمام تلاشم را مي
كنم كه در همين رشته درس بخوانم و ادامه تحصيل دهم. اين دانش آموز با چنين ايده اي
مي تواند تا جايي پيش برود كه واقعا همان رشته معلمش را انتخاب كند و ادامه دهد و
در نهايت هم شغل تدريس را انتخاب كند.
به گفته اين روان شناس، الگوبرداري از ديگران و
اهميت دادن به نظرات و قضاوت آنها اگر به شكلي باشد كه فوايدش نصيب فرد مي شود و
آرامش او را مختل نكند، مفيد است و مي تواند موجب پيشرفت شود؛ اما در صورتي كه
قضيه همرنگي با جماعت يا پيروي از ديگران موجب شود فرد بر زندگي خودش تسلط نداشته
و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فايده اي ندارد بلكه مضراتش نيز او را
درگير خواهد كرد.
اين حس از كجا مي آيد؟
بعضي ها مي ترسند دوستان شان را از دست بدهند،
گروهي هم نگران قضاوت ديگران در مورد خود و خانواده شان هستند. چشم و همچشمي هم كه
داستان خودش را دارد و خيلي ها را درست و حسابي درگير كرده است، عده اي هم هر كاري
از دست شان برمي آيد انجام مي دهند تا ديگران تائيدشان كنند، اما اگر بخواهيم سرنخ
اين احساسات را پيدا كنيم، موضوع خيلي پيچيده مي شود، چون اين شرايط به دلايل
متفاوتي ايجاد خواهد شد.
ولي يك نكته كلي وجود دارد و آن اين كه همه انسان
ها از تنهايي و طردشدن مي ترسند؛ ولي اين كه چنين ترسي تا چه حد مي تواند روي
رفتارشان تاثيربگذارد، موضوع مهم تري است كه دكتر ناظمي به آن اشاره و خاطرنشان مي
كند: اين كه افراد تصميم مي گيرند يك عمر براي خودشان زندگي كنند يا براي رضايت
ديگران، به قدرت رهبري و تسلط شان بر زندگي و همچنين ميزان صاحب نظر بودن آنها
ارتباط پيدا مي كند. بنابراين نبايد فراموش كنيم، ويژگي شخصيتي انسان ها تعيين
كننده چگونه زندگي كردن آنهاست.
به گفته اين روان شناس همه اين موارد موضوعاتي است
كه در ذهن افراد و براساس نحوه رشد و پرورش شان در خانواده اتفاق مي افتد. به اين
معنا كه وقتي فرزند خانواده اي ياد مي گيرد فقط در پي تائيدگرفتن از والدينش باشد
و براي خوب بودن و تائيدشدن، در حقيقت با كارهايش به آنها التماس مي كند كه او را
دوست داشته باشند، بعدها و در جامعه هم نمي تواند خودِ واقعي اش را نشان دهد.
يادمان باشد همه بچه ها شيطنت مي كنند و اگر قرار باشد ما آنها را با قيد و شرط
دوست داشته باشيم و اين مطلب را به آنها هم تاكيد كنيم، به طور حتم بچه ها
تائيدطلب و مهرطلب مي شوند و از قضاوت ديگران مي ترسند، چون هيچ وقت نياموخته اند
مستقل زندگي كنند و هميشه به نوعي به نظرات ديگران وابسته بوده اند.
البته در دوران نوجواني موضوع فرق مي كند. هنگامي
كه هويت فرد در حال شكل گرفتن است، ارزيابي ديگران در مورد او برايش بسيار مهم است
و نحوه نگرش ديگران در ايجاد تصويري كه نوجوان از خودش در ذهن دارد، اهميت خاصي
خواهد داشت.
دكتر ناظمي مي گويد: شايد در دوران كودكي چگونگي
برخورد با افكار مختلف در جامعه چندان مهم نباشد، اما نبود آموزش اين مهارت در
دوران نوجواني مي تواند مشكل آفرين شود. بنابراين يكي از مهم ترين مهارت هايي كه
نوجوانان بايد آن را از خانواده شان بياموزند، قدرت ابراز وجود است. يعني نوجوان
بايد بداند حتي اگر نظراتش مخالف جمعي خاص باشد يا آنها بايد او را متقاعد كنند يا
اين كه نوجوان بايد قادر باشد به شيوه صحيحي مخالفتش را بيان و نتيجه مورد نظرش را
كسب كند.
سخت است، اما مي شود
خانم مفرّح هميشه مي گويد: سني از من گذشته؛ چطور
مي توانم خودم را تغيير دهم؟ او كه حدود 70 سال دارد، فكر مي كند اين تغيير
غيرممكن است. دكتر ناظمي ضمن بيان اين كه انسان ها هميشه در مقابل تغيير مقاومت مي
كنند، يادآور مي شود: اين مقاومت بويژه در افرادي ديده مي شود كه زندگي شان شكل
گرفته و سال هاست به يك شيوه خاص رفتار كرده اند. بنابراين نمي توانيم از اين
افراد خيلي انتظار تغيير داشته باشيم، اما در هر حال بايد بدانيم تغييرات مثبت جزء
مهمي از زندگي است كه بايد از يك زمان شروع شود و شايد حالاوقتش باشد.
به گفته اين روان شناس، افراد مي توانند با توجه به
هنجارها و ضمن رعايت قوانين اجتماعي براساس خواسته ها و سلايق شان زندگي كنند.
بنابراين تاجايي كه ديگران از رفتار ما آسيب نبينند و مشكلي براي شان ايجاد نشود،
مي توانيم و خوب است به ميل خودمان زندگي را پيش ببريم.
اما زندگي خيلي ها تحت تاثير نظر ديگران است؛
بنابراين طبيعي است آنها نگران نحوه نگرش افراد نسبت به زندگي شخصي شان باشند و
بخواهند ديگران رفتارشان را تائيد كنند.
او به اين افراد توصيه مي كند: كسب اعتماد به نفس
يكي از مهم ترين نكاتي است كه بايد آن را در نظر داشته باشيد. فردي كه خودش را
قبول دارد و از وضع زندگي اش راضي است، بي شك درگير مسائل ظاهري نمي شود و با
شخصيت مستقلش اين مشكلات را گاه براحتي و گاهي با تلاشي بيشتر كنار مي گذارد.
كساني كه اعتماد به نفس كافي ندارند و ديگران را
بهتر از خودشان مي دانند، هميشه نگران نحوه تفكر مردم هستند. اين گروه ممكن است با
خود چنين بينديشند كه شيوه پذيرايي، نوع چيدمان خانه و مدل اتومبيل ديگران بهتر از
آنهاست و در نتيجه فكر مي كنند اگر مثل آنها از مهمانان خود پذيرايي نكنند حتما
مورد قضاوت منفي آشنايان قرار خواهند گرفت.
به همين دليل ترس از قضاوت ها و تائيدنشدن از طرف
ديگران يكي از مهم ترين عواملي است كه موجب چنين رفتاري مي شود؛ اما مطمئن باشيد
اگر گام اول را درست برداريد، بقيه موارد ساده خواهد بود.
از زندگي تان لذت برده ايد؟
تا به حال از خودتان پرسيده ايد آيا از زندگي لذت
برده و مي بريد، يا نه؟ جواب اين سوال مي تواند به من و شما كمك بزرگي كند. يعني
اگر هميشه با خودتان فكر مي كنيد در طول زندگي هيچ لذتي نبرده ايد و آرامش را
احساس نكرده ايد، دائم در تلاطم بوده ايد و نگران تائيدشدن يا نشدن از طرف ديگران،
آن وقت است كه به توصيه دكتر ناظمي بايد سبك زندگي تان را تغيير دهيد. اما چنانچه
پس از بررسي سال هاي عمر تان متوجه شديد واقعا لذت و آرامش را حس كرده ايد و از
زندگي تان راضي بوده ايد، مي توانيد به همين شيوه ادامه دهيد.
هـــرگز جز برای رضای خدا کاری مـــکن.