دغدغه های فرهنگی...از همین خانه و تلویزیون خودمان!


هر کسی در ذهن و اندیشه خود دغدغه هایی دارد، حرفهایی در ذهنش میچرخد که میخواهد به فراخور زمان های مختلف آن را فریاد بزند و یا به روش های متعدد ان را نمایش دهد.

بنده یکی از این دغدغه های کوچک را از همین خانه ی خودمان می آغازم!

در یکی از روزهای تابستان و به قولی تعطیلات که البته برای ما صدق نمیکند، مینشینی در خانه ات پای تلویزیون، نمیفهمی که چرا هر شبکه ای که میزنی جز فیلم هایی که فرهنگ مصرفگرایی و رویا پروری را به تو انتقال میدهد چیزی به چشم نمیخورد و یا اگر برنامه ای قرار است مفید و فرهنگساز باشد به سبکی کاملا سنتی میز گردی یا لوزی و یا هر شکلی را در وسط دکور میگذارند و 2 صندلی.، مجری و کارشناس با هم میگویند و میشنوند، اما مخاطب: که البته به دور از انصاف نباشد بی مخاطب هم نیستند اما چند درصد مخاطبند و اصلا چند درصدشان جمعیت جوان ( که بیشترین رده سنی جمعیتی ایران است) را تشکیل میدهد؟! و چقدر تاثیر میگذارد؟ و حالا از آن بگذریم چه قدر مفید واقع میشود؟ این ها سوالتی است که عیار برنامه را میرساند که بنده چندان به آن خوشبین نیستم.

هر وقت بحث ماهواره و تلویزیون  پیش می آید به یاد حرف دوستی میافتم که میگوید: مردم حق دارند ماهواره ببینند، هر وقت ما زدیم تلویزیون روحانیت پای ثابت آن بود و در حال صحبت کردن..

من به این دوست عزیز تا حدودی حق میدهم اما تا حدودی!... ببینید مشکل هر آنقدر که از رسانه ی کشور ما باشد از ما نیز هست، رسانه باید از قالب سنتی اش در بیاید و محتوی مفید را با جذاب ترین روش به ما انتقال دهد، اما ما مخاطبین هم اگر خودمان را به خواب بزنیم کجای این داستانیم؟!

اگر در شبکه ی بووووق از شبکه های ماهواره ای، فیلمی و یا مستندی ببینید چه قدر مینشینید و به صفحه نمایش خیره میشوید؟ چرا؟ چون محتوای بیشتر مسائلشان مادی و ملموس است، و البته با جذاب ترین قالب هایشان محتوی را میرسانند و حال چه برسد به آنکه چاشنی مسائل جنسی را هم به آن اضافه کنند.

در واقع ایراد از نظام فکری و فرهنگی ماست، ما بس که بیشتر از مسائل معنوی به مسائل مادی پرداختیم و در دنیای مادی و روزمره خودمان غرق شده ایم دیگر هیچ چیز بغیر از مادیات و هر آنچه که به آن مربوط است ما را مجذوب نخواهد کرد. اصلا برای همین است که میخواهیم سرمان گرم شود، چون در روز سرگرم همین مادیاتیم و میخواهیم چزی را بیابیم که وقتی پای نفس مسیحایش مینشینیم سرمان را گرم تر کند، یعنی حواسمان را بیشتر پرت کند، چون عادت کردیم! و این همان روزمرگی است که در آن محصوریم...

و من آنجا رسانه ی خودمان را نقد میکنم که نتوانست اولا مفاهیم آموزنده و مفید ( که در معنای مفید تعابیر مختلفی میشود و اشتباه رایج این است که مفید را بعضا با کاربرد مادی یکسان میدانند) تولید کند و ثانیا نتوانست مفهایم مفید را در قالب هایی جذاب و البته حلال به مخاطبان ایرانی مسلمان ارائه دهد.

و انتقادم نسبت به آن، آنجا اوج میگیرد که رسانه خودمان علاوه بر رعایت نکردن موارد فوق بعضا سعی کند به روش های غیر صحیح و فقط برای جذب مخاطب به نشر محتویات غیر مفید و حتی مضر  بپردازد و توجیح اش این باشد که مخاطبین ما این را میخواهند!

و اینجاست که یکی از مهم ترین کارهای فرهنگی مثل رسانه همتی فرهنگی مردمی را نیز پشت سر خود نیاز دارد تا به پیشرفت خود برسد و جعبه ای باشد برای نشر حقایق نه جعبه ای برای سرگرم کردن ما.

در آخر: اگر همان اندازه که به دیگران نقد میکنیم به خودمان نقد کرده باشیم نقدمان کارآمد و سازنده است.