داستان های من و بچم!
دنیای قشنگو آب برد مارو خواب ، قشنگ برد ! به خدا !
باور نمیکنی به خودم و خودت یه نیگا بنداز . نشستیم عین *** به مانیتور خیره شدیم چیو میخونیم ؟!
اگه میخوای بخونیو بعدش بری سلطان سلیمان نگاه کنی اصلا نخون .
![[تصویر: bury-head-sand-global-warming-cartoon.gif]](http://www.chrismadden.co.uk/images/cartoons/bury-head-sand-global-warming-cartoon.gif)
اصلا کلا موندم جواب بچمو چی بدم !
آسمون آبی که دیگه آبی نیست ، دریای نیلی یکم به قیری میزنه ، جنگل های سرسبز هم که دیگه فقط سرسبزن ، یعنی اینکه فقط سرشون یه چندتا برگ داره که سبزه ! اینجوری میترسم دچار تناقض شه نفس تنگی بگیره دکتر براش یه هفته کویر تجویز کنه !
بیچاره بچم ، هروقت براش ساندویچ درست میکنم میگه لاش چیه ؟ لایه اوزون؟! منم میگم آره قربونت ، ما که اوزونو درسته قورت دادیم ، برا شما لاشو پر از گاما و فرابنفش کردیم همچین پوستتون حال بیاد ! نگو ناقلا تازه فهمیده فرابنفش مربا نیست دیگه نمیپرسه!
پنجشنبه جمعه میریم رودخونه صفا . اصن یه رنگ زرد خوشرنگیه که نگو ، دم کارخونه ها گرم واسه بچم آبرنگ درست کردن میشینه اونجا با آبرنگش نقاشی میکشه. اون بغلا یه بار فسیل قورباغه پیدا کردم دادم بهش برد مدرسه ، آقا این معلمشون داشت ذوق مرگ میشد . اخه خیلی کمیابه!
بی تربیت ایندفعه تو خونه نشسته بودیم ، زل میزنه تو چشام میگه گوریل ! گفتم گوریل *** ته ! به کی میگی؟! گفت باباجان ایناها اینجا نوشته گوریل موجودی است پشمالو ، با خانواده زندگی می کند و کمی تا مقداری کم مغز . یعنی من فکر کردم این خصوصیات با ما و مخصوصا تو میخوره دیگه ! پشمالویی خوب !
منم پیش خودم فکر کردم این همچی زیادم خزعبلات نمیگه ، اگه ما گوریل نبودیم که نمیزدیم گوریلا رو منقرض کنیم بعد این بیاد به من بگه گوریل !
لامصب همش نگرانم . اصلا یه وضعی !
میترسم این بچم از پنجره بیفته تو دریا ! یعنی آب دریا ول کن نیستا ! هر چی ما خونمونو عقبتر میبریم اینم میاد جلوتر . الان تو فکرم با یکی از این املاکی های اورست تماس بگیرم اونجا نقل مکان کنیم . حالا عیبش فقط گرماشه که دیگه باید تحمل کرد! مثل همه جا !
آقا جاتون خالی ، یعنی واقعا جاتون خالی .رفتیم جنگل انقدر آسمونش پرستاره بود که نگو . یعنی انقدر که بچم گرخیده بودا ، حالا خودتون فکرشو کنید. در کل خوب بود ولی آخرش ضدحال خوردیم ، طوفان شن اومد ماهم مجبور شدیم کاسه کوسه رو جمع کنیم بریم خونه !
خونه که اومدیم این بچم یه کاغذ پوسیده درآورد بهم نشون داد اصلا موندم ! روش نوشته بود
" دنبال چی هستیم؟ آهنگ ، فیلم ، عطر ، دختر ، پسر ، گوشی تاچ ، لاک ، لایک ، کفش نایک ، فراری ، قناری ، پول ، ردبول ، شوخی الکی یا عشق آبکی ؟ ها ؟! "
یادجوونی بخیر!تازه فهمیدم چرا شدیم این!
آ.قنبری
هـــرگز جز برای رضای خدا کاری مـــکن.